آخرين برگ خاطراتم افتاد...

khaste.jpg

آخرین برگ از دفتر خاطراتم هم پرید... پر زد و رفت ... تا برای همیشه خاطراتم از بین برن...

نمیدونم چرا باید اینجوری بشه...اصلا چرا اینجوری شد... یا اصلا چرا برای من اینقدر مهم بود...ولی هرچی بود که دیگه تموم شد...

2 روز تا پاییز نمونده ولی غم پاییز روی دلم مونده... شاید 17 روز دیگه اینجا هم زنده میمونه و آخرین برگش برای همیشه از درخت پایین میفته...

افسوس که دیگه نمیشه حتی آخرین برگ رو نقاشی کرد...

خداحافظ خاطرات زیبای من...خداحافظ همه تلاش من برای روز دیگه...خداحافظ رویای زیبای من...خداحافظ همیشه یادگار من...

-----

خدایا... دلم میخواد همه اونایی که اینجا رو خوندن تا ۱۷ روز دیگه بیان..ببینن... تا دیگه مدیون هیچکس نباشم... چون از تک تکشون معذرت میخوام...

 

/ 5 نظر / 5 بازدید
نجمه

چی شده؟ چه خبره؟ چرا؟ جريان چيه؟بقيه متنات کو؟

رضا

نرو....تو هم مث من نمی تونی دووم بیاری ...نرو

بهار

<آخرین برگ از دفتر خاطراتم هم پرید> اين يعنی بقيه متنات خودشون پريدن يا پرونديشون ؟! / روز تولدت می خوای اينجا رو کامل بپرونی ؟ سالای بعدی تولدت هوس اينجا رو نکنی باز ؟ همش مال اون پرپروازس دیگه ؟! / اين شعره م يه کم پارادوکس داره. يه جا نوشته می خوام فقط باشم يه جا ميگه ديگه نمی خوام باشم اينم يعنی کلا نمی خوای ديگه باشی ؟! بابا خب چرا انقد تو لفافه سخن می رونی ؟ / اصرار و ناله و فغانم که الآن فايده ايی نداره واسه نرفتنت ! کاملا ملتفتم ! ( اگه داره میمونی دیگه ؟!‌ ) پس تو و دوستی خدا را چو از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را

behnaz

ديشب خواستم ازت بپرسم ولی نتونستم انگار حسم بهم ميگفت خيلی غمينی چرا اميد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دلم تنگ ميشه ! ميدونيييييييييييييی اين ميوزيک هم که ديگه ! به هر حال هر تصميمی بگيری هميشه برای من بهترينييييييييييييييی قربونت برمممممممممممممممممممم من