تو که نيستی تا ببينی...

يه موقع هايي ميشه كه ما آدما يادمون ميره كه كي هستيم! آيا محبت يه نفره! يا اينكه ميشه محبت كرد و محبت ديد! يه موقع ها هم دلمون بجاي اينكه تنگ بشه ميشه سنگ<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نميبينم كه طرفمون كجاست؟ كي بود كه براي ما خودش رو ميكشت! فقط و فقط بديها رو ميبنيم...

توي نمايشگاه كه بودم يه همكاري داشتيم كه ايشون دختر بود و خوب توي فرصتي كه بود ميشد بحث درد و دل رو باز كرد! من هميشه اين رو با يه پسر ديگه تو شركت ميديدم و ميديدم كه چقد احساس محبت به هم دارن. ديگه توي نمايشگاه بالاخره به حرف اومد و گفت كه فلان شخص حتي خواستگاريش هم اومده و خوب به دليل مشكل آزمايش خون مجبور شدن كه رابطشون رو قطع كنن! من خودم خيلي ناراحت شدم! گفتم حتما الان خيلي ناراحتي! گفت نه!! به من چه!! ميگن واسه كسي تب كن كه برات بميره ولي اون كه برام اين كارو نميكرد!!برام خيلي عجيب بود. اونم براي كسي كه به يه دليل سخت مجبور به جدايي شدن! خلاصه معلوم شد كه واقعيت چيز ديگه اي بوده و وقتي كه اين دختر خانم عصباني بود همه چيز رو لو داد... جريان اون آزمايش خون الكي بوده .ايشون وقتي ديدن كه يه مورد بهتر سراغش اومده يه دفه از طرفش خسته شده و تمام اشكالاتي كه ميشد ميورد كه مثلا طرف معتاد بود. يا خيلي بد خرج ميكرد! تا اينكه همون آقا پسر اومد تو نمايشگاه  و با يه اس ام اس توهين آميز به اين دختر خانم توهين كرد! خوب اين دختر خيلي شوكه شده بود.يعني يه دفه حالش عوض شد و هرچي هم كه خواستيم آرومش كنيم نشد...توي خودم فكر كردم اين پسرا واقعا آدم بشو نيستن و گفتم اگه اين طرف بياد حتما يه جوري بهش نشون ميدم كه ديگه خودش بدونه!!

اما خوب اون نيومد و ماجرا تموم شد و تا اينكه رفتم شركت و از يكي دو تا از بچه ها پرس و جو كردم كه جريان چي بوده! باور نميكردم!‌ ميگفتن با اين همه كاري كه دختره كرده.پسره اينقد دوستش داره كه هر روز توي شركت هم ميشينه يه ساعت گريه ميكنه! و اين نامزد جديدي هم كه پيدا شده يكي از دوستاي همين آقاست!! خلاصه اينكه نميدونستم نتيجه گيري من غلطه يا اينكه من دخترا رو نميشناسم يا اينكه محبت مرده ...

خلاصه احساس خيلي بدي بهم دست داد. كه آخه چرا؟! چرا ؟! چرا بايد اينطوري باشه .چرا بايد اينقدر بد و سنگدل باشيم! اصلا چرا اينقد دوست داشتن رو الكي ميدونيم! چرا اينقدر ساده همه چيز رو فراموش ميكنيم! ميخواستم بگم اين كار دختراست! بعد ديدم نه! اين كاره ما آدماست! مايي كه ادعايه همه چي داريم. ما كه نميدونيم از زندگي چي ميخوايم! بله! دوست داشتن يعني اينكه اينقدر دوست داشته باشيم كه خوشبختي طرف رو بخوايم!‌ من خودم كه اينجوريم .يعني دلم ميخواد كه كسي رو كه دوست داريم خوشبخت ترين آدم روي زمين باشه! ميخوام هيچ وقت درد و سختي رو نكشه! ميخوام بهترين باشه. ميخوام تك باشه .ميخوام يه ستاره باشه... هميشه هم روي اين نظرم هستم.

اما واقعا يه محبت چقدر سخته؟! يه ياد آوري؟!‌ يه صدا كردن! يه حتي اسمي رو صدا كردن .يا ازش كمك خواستن!

من دلم ميخواد همه اونايي كه دوستشون دارم يه پرپرواز داشته باشن. نه براي خودم! خيلي بده آدم يه نفر رو واسه خودش بخواد.اونم كسي كه حتي نتونه خودش رو درست بشناسه...نميدونم...فقط ميگم يه ذره مهربون باشيم. يه ذره محبت باور كنيد هيچ وقت مارو پايين نمياره! يه مقدار غرور رو شكستن ...بخاطر كسي كه اون ما رو دوست داره...بخاطر يه قلب پاك.بخاطر يه حس پاك. هيچ چيزي جاي يه احوال پرسي ساده رو نميگيره.كاش بتونيم خودمون رو راضي كنيم كه محبت كنيم ...همين...

 

تو كه نيستي تا ببيني گريه هاي هر شب من...بي حضور عاشق تو چه عجيبه گريه كردن

تو كه نيستي تا ببيني دل آسمون شكسته...جاده تا صبح قيامت .منو اين پاهاي خسته

با عبور هر ستاره روح سبز تورو ديدم ...زير قطره هاي بارون صداي پا تو شنيدم ...

 تو كه نيستي تا ببيني...

 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
poolad

حرفات جور عحيبی به دلم نشست ولی از اون طرق مثل خنجر بود ولی مهم نيست عالی بود به من تنها هم سری بزن شايد باهم دوست شديم شکسپير يه جمله داره: if you love gairl shi wil fuck you if you fuck gairl she will love you

sanam

سهيلا فوت کرد

B a H a R

هر چی زور میزنم نظرم نمياد !!!

ghazaleh

اولا که همه اين جوري نيستن ... اگه قرار باشه که همه خوب و مهربون و فداکار باشن خوبی معنای خودشو از دست ميده ....... در ضمن برای غلبه بر تاريکی سلاح نور لازمه ..... با تاريکی نميشه به جنگ تاريکی رفت ...

ghazaleh

هر چند که اين روزا بی محبتی بيشتر از محبته .....

شيوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

عشق را چگونه می شود نوشت/ در گذر اين لحظات پرشتاب شبانه/ كه به غفلت آن سوال بی جواب گذشت/ ديگر حتی فرصت دروغ هم برايم باقی نمانده است/ وگرنه چشمانم را می بستم / و به آوازی گوش ميدادم كه در آن دلی می خواند/ من تو را / او را / كسی را دوست می دارم... سلام دوست عزيز اميدوارم در كلام زيباي دوستي شايسته اين عنوان باشم .... شيوااااااااااااااااااااااا

بانوی فروردین

سلام۹۰٪ با حرفاتون موافقم.اما چندتا چیز رو هم باید بگم.نمیشه اون دختر رو چندان سرزنش کرد.شاید اون آقا پسر هم اگه یه موقعیت بهتری براش پیدا می شد همون کارو با اون دختر انجام می داد.به نظرم اونا باید اول هدف از دوستیشونو مشخص می کردن.دوستی با ازدواج خیلی فرق داره.ازدواج مسئله یه عمره.ما مثل خارجیها نیستیم که سالی یکی دو بار ازدواج می کنن!!!فرهنگ ایرانی اینو نمیتونه قبول کنه.البته نباید هم بکنه چون کار درستی نیست و اما پسرها فقط میخوان یه دختر رو تصاحب کنن.همین که دختره مال خودشون شد دیگه همه چیز تمومه.دیگه حرفایی رو که به دختره میزدن هم یادشون نمیاد.دیگه اثری از اون عاشق گریان یافت نمیشه!همینه که دنبال موارد بعدی و بهتر می گردن!پس قبول کنید که دخترا حق دارن دنبال بهترین خواستگار باشن.کسی که ارزششو داشته باشه.البته من در اینجا به اون دختر خانوم این ایراد رو میگیرم که اگه قصد ازدواج نداشته به هیچ عنوان حق نداشته با احساسات یه نفر بازی کنه.

بانوی فروردین

متاسفانه قانون تلخی وجود داره اینه که برای اینکه قلبت نشکنه باید زودتر اقدام کنی و قلب طرف مقابلت رو بشکنی و معمولا افرادی که دلشون نمیاد قلب کسی رو بشکنن بیشترین ضربه روحی رو میبینن.اگه کسی میخواد یه رابطه رو تموم کنه باید به طرف مقابلش هم این اجازه بده که خودشو آماده کنه...این بی رحمیه که یه دفعه تنهاش بذاره.ای کاش هیچ وقت قلب کسی رو نشکنیم که به نظرم ظلمی بزرگتر از این وجود نداره.*من عاشق این ترانه شادمهرم*

SKY`S ANGEL

سلام آقا اميد . خوبی؟! چی شده ؟! چرا انقده غمگينی ؟! دنيا اذيت داره ولی تو انقدر خودتو ناراحت نکن !

مانيا

سلام... اگه كشفيدي چرا اين قذه آدما خودخواهن به من هم بگو...