التماس دعا!

ما آدما هميشه وقتي ياد خاطرات خوش ميفتيم سريع به هم يا حتي پيش خودمون ميگيم يادش بخير! پارسال اينجا بودم! يا اين كارو كردم! يا ... يا حتي اگه كاري زياد هم خوب نباشه ولي حداقل لذت بخش باشه بازم يادش هستيم و ميگيم كه چه قدر خوب ميشد كه تكرار ميشد! ولي وقتي كه به يه خاطره اي ميرسيم كه شايد تكرار شدنش يه دردسر يا شايدم چند ساعتي وقت مارو بگيره سري ميخوايم فراموشش كنيم و اصلا دوست هم نداريم كه يادمون بمونه... <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

امسال هم از اين ماه رمضون بيست روز گذشت و مهم نيست كه ما چي كار كرديم يا چي بوديم! چون دليلي نداره كه كسي بدونه يا حتي كاري انجام بديم!

اما توي اين دنيا هركس براي خودش يه ديني داره كه به اون دين اعتقاد داره! يا بهتر بگم! هركس براي خودش خدايي داره! و خداي خودش رو توي قلبش قبول داره و حتي گاهي اون خدايي كه اون قبول داره و از نظر ديگران هم زياد مورد قبول نيست شايد معجزه اي رخ بده كه باورش به قدري مشكله كه برامون غير ممكن ميشه... مثالش زياد سخت نيست.شايد تو دين بودايي ها هم معجزه رخ داده باشه يا هر دين ديگه اي كه خدا رو به نوعي قبول دارن!

به يا شايد به قول استاد وايلد هركس براي خودش يه God داره كه اون رو به عنوان خداي خودش قبول داره! چيز سختي نيست! وقتي كه كمي فكر كنيم ميبنيم كه تو جامعه ما خيلي ها هستن كه خدايي كه ميپرستن با ديگري فرق داره در صورتي كه خدا يكيه! ولي نظر شخصي من اينه كه خدا نه از جنس سنگ و خاكه و نه از جنس آسمون! خدا از جنس احساس و قلب هركس هست و توي قلب هر نفر يه خدا وجود داره كه از اون محافظت ميكنه و اونو به دنياي كه روبروش هست شايد هول ميده! نميدونم شايد فرضيه يا نظريم غلط باشه ولي در اين مورد نظرات متفاوتي دارم و هميشه هم به اونايي كه ادعاي قبول نداشتن خدا و يا پيامبر رو دارن ميگم هنوز شما به اون حد نرسيديد كه به اندازه من خدا رو قبول نداشته باشيد! پس يه روزي به وجود خدا پي ميبريد!!

پارسال همين روزا بود كه دوستي بهم گفت اميد قدر اين شبا رو بدون ! مهم نيست كجا باشي و چي كار كني ولي با خداي خودت صحبت كن و اين شبا ارزش زيادي دارن! پيش خودم گفتم اي بابا ! ايشون هم پر شده! مغزش رو اينقد شستشو دادن كه اين چيزا رو باور ميكنه! به هر حال من سعي ميكنم اگه چيزي رو قبول هم ندارم ولي ضرري برام نداره آزمايش كنم! شايد اون روز يا اون شب ، تو فكر اين بودم كه يعني خدا بهم كمك ميكنه؟! يعني اون پرپروازي رو كه ميخوام رو بهم ميده يا نه! و.... به هرحال با اون چيزايي كه اون دوست ميخواست سپري شد و خوب هيچ تاثيري در زندگي من نداشت ! ولي وقتي بهش گفتم كه اين كارو كردم خيلي خوشحال شد! شايد از اينكه منم خداي اون رو پرستيدم! مهم نبود براي چي ! ولي خوشحال شد! حداقل اينو برام داشت!.... نميدونم چقدر و چه جوري ميشه به اين شبا ايمان آورد! ولي من خيلي از كارا ميكنم با اينكه بهشون شايد از ته قلب ايمان نداشته باشم! روزه ميگيرم ولي براي رضاي خدايي كه خودم ميخوام! نه براي مردم! نه براي خداي كه مردم ديگه ميپرستن ! نه براي سلامتي!! نه براي افطار!! فقط براي اينكه خودم ميخوام! براي اينكه خودم راضيم! و اگه كسي دليلش رو ازم بپرسه خيلي ساده و بي معني بهش جواب ميدم! خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو!! چون اگه براش بگم براي خدا! ميگه كدوم خدا؟! ولي اگه اين جمله رو از من بشنوه حداقلش اينه كه براي خودش و براي رضاي خداي خودش روزه ميگيره! دنيا همينه!

نميدونم شايد نوشتن يه همچين مطالبي درست نباشه! يكي ميگفت ميدونم كه بيشتر از همه خدارو قبول داري ولي خودتو ميزني به اون راه! نميدونم شايد! به هر حال اصلا الان وفتش نيست كه در مورد بودن با نبودن بحث كنم چون خودمون هم نميدونيم واقعيت چيه! هركسي كه گفت من مطمئنم ! مطمئن باشيد كه دروغ ميگه!!

و مهم هم نيست! شايد اون كافر كه ما ازش نام ميبريم ازماها بادين تر باشه و برعكس...

و اما اين 3 شب! ديشب توي جايي خوندم كه يه نفر نوشته بود كه يكي از اين 3 شب گفته ميشه كه هركس بشينه و تا صبح دعا كنه حاجتش رو ميگيره!! و افرادي هم زودتر شروع ميكنن به دعا كردن كه نكنه يه وقتي ماه رمضون ديرتر اعلام شده باشه و خدا هديه كريسمسشون رو (استغفروا...) نفرسته... نه! واقعا اينطور نيست! كاش ما آدما بيشتر از اوني كه توقع داشتيم عمل ميكرديم! بابا مسلمون! من كه نيستم! شما كه ادعاشو داريد! اين شبا شباي قدره!‌ شباي قدرشناسي! نه شب حاجت گرفتن! ....بجاي اينكه از خدا براي خودت بخواي!‌براي ديگران بخواه!‌ بخواه كه ديگران هم مثه تو سلامتي اين رو داشته باشن كه تا صبح خداروشكر كنن! بخواه كه اينقدر سير و خوشحال باشن كه خدا رو با قلبشون بخوان نه با چشم گريون از گرسنگي! بخواه كه انسان باشي!‌ نه اينكه تا ميتوني دزدي كني و بعد شايد يك صدمش رو خرجش يتيم بكني و بعدم از خدا 100 برابرش رو بخواي!

من با بحث مسلموني و اينكه چرا غير مسلمونا وضعشون بهتره اصلا كاري ندارم!‌چون من ميدونم كه اونا به خدا نزديكترن و ماها فقط ادعاش رو داريم... من ميگم! هر موقعي كه بتونيم اينقدر خالص باشيم كه خدا رو تو شادي ها صدا كنيم اون شب، شب قدره...اگه بتونيم با دلمون خدا رو صدا كنيم اون موقع به خدا نزديكتريم! ....نميدونم اصلا چرا اين پست رو نوشتم! چون شايد هيچ وقت توي اين بحث ها وارد نميشدم! شايد يه وظيفه! شايد يه حرف دوستانه ...يا شايدم خاطره يه اجبار بود... از همه ميخوام اگه موقعي به خدا نزديك بوديد من سراپا گناه رو دعا كنيد و از خدا برام سلامتي بخوايد! چون فقط به همين احتياج دارم! بقيش رو به اميد خداي خودم پيش ميرم تا جايي كه نابود بشم... پرپرواز هم ....خدا بهم ميده...ميدونم ...فقط خدا كنه!! با منم آشتي كنه....

ای همه وجود من ....نبوده تو ....نبوده من...........

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ghazaleh

فرشته ميدونه كه نور؛ ظلمتو بيدار ميكنه ... ظلمتو بيدار ميكنه ... يعني چي به اميد خداي خودم پيش ميرم تا نابود شم؟! بگو به اميد خداي خودم پيش ميرم تا موفق شم! اين جوري بهتره!

بانوی فروردین

سلام!با اجازه اگه به جنبش یا قیام ضد سفارشی نوشتنتون بر نمیخوره می خواستم بگم اولین پستی بود که در تاریخ این هفت ماه که تقریبا از بالا تا پایین باعث آرامشم شد.تنها چیزی بود که می تونست اثر اون پست هفته قبل رو کاملا از بین ببره.البته باز تاکید میکنم بنده فقط دارم نظرم رو می دم و خدای نکرده سفارشی برای پستی نمی دم!!!در این باره یادمه یکی از اقوام که بلاگ نویس و شاعر حرفه ای در آمریکاست میگفت شوهرم به من میگه من کاملا منطق وبلاگ نوشتن رو درک میکنم اما منطق کامنت گذاشتن رو به هیچ عنوان! و من تا حدودی با ایشون موافقم چون گاهی اوقات نوشتن تو این فضای محدود باعث سو تفاهم های بدی میشه که به قول خودت آدم می خواد هر چه سریعتر فراموششون کنه!امید دیدگاه لیبرالت در باره خدا رو تحسین میکنم .من هم تقریبا چنین نگاهی دارم.البته یه تفاوتهایی در دیدگاه داریم اما نگاه خیلی نزدیکه!من هم گاهی اوقات پیش خودم فکر میکنم خدای من با بقیه خیلی فرق داره.در صورتی که همه یکی هستن!منظور استاد هم همین بود!در حالیکه همه کاتولیک ها بهش میگفتن کافر یا دیگه خیلی منصفهاشون میگفتن مشرک!آخه اون میگفت کلیسای من هنرمه!من خدا رو در هنرم میبینم!!

بانوی فروردین

بخوام در مورد خودم مثال بزنم اینجوری میشه که مثلا برای زیارت که میریم حرم امام رضا بعضی ها فکر میکنن اگه همه رو هول بدن و برن اون جلو و از ضریح خودشون رو آویزون کنن ایمان قویتری دارن که هیچ شیطانی بهش رخنه نمیکنه!یادم نمیره یکبار یکی از این خانوم ها چنان هجوم آورد که من تا مرز بیهوش شدن هم رفتم!وضعیتی بود!باید میدیدی! یا مثلا مراسمی مذهبی چیزی هست بعضی ها چه جیغ و فریادهایی میکنن و به سر و سینه میزنن!یکی نیست بگه عزیزم!عزیز دل خواهر!از دنیا رفتن یا شهادت یک فرد مهم نیست!چون عمر هیچ فردی به دنیا نیست!مهم دلیلشه!مهم اینه که ببینی برای چی؟حقیقت عملش چی بود؟چی میخواست بگه؟اگه دنبال اون باشی متوجه میشی که مردم اون زمان که امامها یا فرقی نمیکنه مسیح یا هر انسان خوب رو یکی یکی از بین میبردن خلق و خوی حیوانی که نداشتن!اونا هم انسان بودن اما جاهل بودن!و یک نفر که جلوی جهل می ایستاد رو نابود میکردن!خوب شما همه الان دارید همین کارو میکنید!فقط دیگه از دست خود شماها امامی باقی نمونده که نابودش کنید!با این حال باز به خودم میگم هر فردی یه خدایی داره و بذار با خداش آرامش بگیره...

بانوی فروردین

در باره این جمله :" يكي ميگفت ميدونم كه بيشتر از همه خدارو قبول داري ولي خودتو ميزني به اون راه! نميدونم شايد.." یاد یه جمله ای تو داستان تصویر دارین گری افتادم که شخصیت مثبت داستان به شخصیت به ظاهر منفی داستان که همه اونو به استاد نسبت میدن!!! میگفت که:"هری،تو حتی یک کلمه هم حرفی بر اساس دین و اخلاقیات نمیزنی اما هیچکدام از اعمالت بر خلاف دین و اخلاقیات نیست!" ای کاش این داستان رو میخوندی امید!برای کل کل خیلی مزه میده!!!:)) امید پاراگراف آخرت واقعا زیباست.واقعا زیباست.واقعا زیباست!خدا رو نه فقط در نیاز بلکه در همه حال باید صدا زد...چه دوست و همراهی والاتر از او؟ در ضمن خط یکی مونده به آخر یک جمله بد بد زشت داره که ندید میگیرم حالا!:)وای چقدر حرف زدم!من چقدر حرف دارم!در حالیکه هر غریبه ای منو ببینه فکر میکنه انتهای سکوت هستم! اینم یکی از پارادوکسهای وجود منه! راستی امید! مطمئنی که اونایی مطمئنن مطمئن نیستن؟:)

بانوی فروردین

سطح ایمان هر فرد با درکش از زندگی رابطه مستقیم داره.و مسلما خدا هم همون مقدار ازش توقع داره به همین خاطره که میگم هر فردی که یک حقیقت رو درک کرده مسئولیتش خیلی سنگینه.البته اگه فردی باشه که تحمل داشته باشه ایمانش رو حسابی براش به هم بریزم میریزم تا حقیقتی که به نظرم منطقی تر از این منطقی است که مردم زمان حال ما میپرستن براشون بگم. که متاسفانه تا حالا 2-3 نفری بیشتر نبودن!خودشون می بینن من هم نماز میخونم من هم روزه می گیرم من هم اکثر کارهایی که اونها انجام میدن رو انجام میدم اما منطقم و دلایلم از زمین تا آسمون متفاوته!و این درک رو 5-4 سال پیش و تو دبیرستان پیدا کردم و علیرغم اینکه تو خونواده ای بزرگ شدم که معتقده، ایمانم رو خودم پیدا کردم و خودم محکمش کردم.چون هیچکس نمیتونه من رو مجبور به انجام کاری کنه.یادم باشه ان شالله عمری بود و وقت نوشتنی در این زمینه یه پست بدم.

بانوی فروردین

يا بهتر بگم!مطمئنی اونايی که مطمئنن مطمئن نيستن؟يا اونايی که مطمئن نيستن مطمئنن که مطمئن نيستن؟ يا اونايی که مطمئنن ،مطمئن نيستن که مطمئنن؟بازم بگم؟:P

سردارعلی

سلام اخوی) اين تازه اولشه) همونطور که دکتر گفت به همين زوديا امريکا و اسراييل رو بمباران می کنيم) همه کسانی هم که به ايران و اسلام خالی بستن نتيجه اينکارشونو می بينن) هندی های مجوس حالا برن با اين بمب ها حال کنن که اين اولشه) حزب الله اروم نمی نشينه) همه منطقه می ره رو هوا) يا علی

نازنين

منم برات دعاکردم . خوشکل می نويسی . قلمت جاری . منتظر حضورگرمت در آبی آرام بلند هستم

behnaz

محتاجيم به دعا ! آهای خبر نداری همدم بی کسی هات تو بی کسی اسيرهههههههههه! دلم برات تنگ شده بود.....................................................