سکوت اجباری

امشب كه ميخواستم بنويسم نميدونستم بايد از چي بنويسم يا حتي نميدونستم كه چي و براي چي ميخوام بنويسم.سر درد شديد كه هم كه مدتي دست از سر من برنميداره! خلاصه گفتم مينويسم مهم نيست از چي و از كي و شايد از هيچي ولي ... شايد فرصتي نباشه...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ما آدما چه زود ميخوايم همه چيز رو فراموش كنيم ... ميخوام يه ياد آوري كنم ...

اونايي كه نداشتن از خوبيها نشونه ...ديدن كه خوبي ياس،باعث زشتيشونه

عابراي بي احساس .پا گذاشتن روي ياس...ساقه ها شو شكستن آدماي نا سپاس

آره..شادمهر رفت! شادمهر به اون چيزي كه ميخواست رسيد! اما آيا اين آدمايي كه ادعاي دين دارن. با نذاشتن يه آهنگ ساده كه شايد عده اي رو جذب مظلوميت و مطهر بودن شخصی ميكرد. با كي لج ميكنن اينا! با شادمهري كه خدا رو شكر روز به روز موفق تر از هميشست؟! با مردمي كه توي كشور خودشون زندگي ميكنن يا با كسايي كه با دين و اسلام خودشون در ارتباطن؟! نميدونم.من كه هنوز به هيچي ايمان ندارم صلاح نيست حرفي بزنم! شايد صداي نكره بعضيا بيشتر جذب ميكنه! يا گريه هاي الكي...نميدونم ديگران بهتر ميدونن! من فقط ميدونم اين خيلي ظلمه...كاش حداقل فراموش نكنيم كه كي هستيم و براي چي و براي كي داريم كار ميكنيم!کاش حداقل مثل من خجالت ميکشيدن اسم اين ياس کبود رو به زبون بيارن...

همون طور كه گفتم نميدونم از كي و از چي بايد بنويسم! از خودم كه فكر ميكنم من چيزي براي گفتن ندارم! از عشق و عاشقي كه هر روز فراموش ميشه... از محبتي كه انتظارش رو داريم ولي نيست! از آينده اي كه حتي نميدونيم چه جوري بايد درستش كنيم و تا كجا ميرسيم؟! از حرفي كه نبايد زده ميشد؟ از حرفي كه نبايد گفته ميشد؟! از كارهايي كه نبايد كرده ميشد؟ يا از امروز و دنيا و قصه تكراريه آدماي بد و خوب دنيا كه روز به روز دنيا رو تيره تر ميكنن..

از روزگاري كه جوونامون دارن؟ از آيندشون. از زندگيشون ؟ يا شايدم از تابستون تكراريه ديگه اي كه نميدونيم چه جوري تمومش كنيم يا از جامعه اي كه روز به روز به حالش حسرت ميخوريم. از فراموش شده ها يا يادآوري اتفاقات جديد. از نگاه نو به زندگي يا نگاه كهنه قديمي.از چشماي گريون يا لباي خندون.از دروغ  يا راست . از نقشهايي كه بازي ميكنيم و خودمون هم حس ميكنيم چه نقش بدي رو انتخاب كرديم. يا از گل و طبيعت‌؟! يا ... يا شايدم از سكوت... اجازه بدين اين پست منم سكوت باشه. ميخوام سكوت كنم و يه بار هم شده بگم...

/ 9 نظر / 3 بازدید
ghazaleh

سکوت ..... سکوت هيچ وقت چاره کار نيست ... چون سکوت بقيه رو به فکر فرو نميبره .... سکوت کسی رو متوجه اشتباهش نميکنه ..... سکوت باعث ميشه که فراموش بشی .... پس سکوت نکن!

بانوی فروردین

سلام....ماها نباید ساکت بمونیم.مگه من چند سالمه یا شما همین طور؟چیزی که همه اونایی که راجع بهشون نوشتین میخوان اینه که ما ساکت باشیم.من با غزاله کاملا موافقم.ما باید تا جایی که می تونیم بگیم.ما باید بگیم تا اگه اشتباه می کنیم متوجهش بشیم یا اگه درست می گیم دیگران رو متوجه اشتباهشون کنیم.با سکوت نمی شه احساسی رو منتقل کرد.در ضمن هیچ وقت نگید که "من هنوز به هیچی ایمان ندارم."شما همین الان به خیلی چیزا ایمان دارین.فقط اسمشو اسلام و خدا نذاشتین.تمام این جملات آخرتون ایمانه!نمی دونم از این واضحتر؟

بانوی فروردین

اون یاس کبود به خاطر این کشته شد که ساکت نبود.اون حرفشو زد ولو خیلیها تحمل نکردن.اون می خواست حقشو بگیره و تحمل نکردن.اون می خواست بگه حقیقت چیه تحمل نکردن.به نظرم اون مطهر و پاک و دانا بود درست مثل پدرش اما مظلوم هرگز!اون در نهایت قدرت حرفشو زد ولو اینکه به قیمت جونش تموم بشه که شد.این مظلومیت نیست.این عین قدرته.اونایی که اون موقع اسم خودشونو مسلمون گذاشتن در حالیکه تحمل یاس رو نداشتن هنوزم هستن هنوز وجود دارن.اون روزا اگه چند تا بودن الان قابل شمارش نیستن!*سکوت نکنین!خیلیا میان اینجا که فقط صحبتای شما راجع به هر چیز رو بشنون**امیدوارم که سردردتون زود زود زود خوب بشه...

B a H a R

اين چه وضه پستاته ؟! آدم کامنتش نمياد !

یک خواننده ی دائمی

سلام آقا امید . خیلی وقته اینجا رو میخونم اما هیچ وقت کامنت نذاشتم . شاید کامنت گذاشتن بین این همه طرفدار کار مسخره ای باشه :) به هر حال همیشه با شما و کامنت گذارهای شما بودم . مثل غزاله خانم بانوی فروردین و بهار خانم .استفاده ای که در این وبلاگ از حرفهای شما و اونها بردم غیر قابل توصیفه.از نوشته های غزاله خانم و بانوی فروردین بسیار استفاده بردم و همیشه به همراه کامنتهای بهار خانوم خندیدم ( امیدوارم ناراحت نشن چون آدم جالبی به نظر میرسن ) به هر تقدیر غرض از این کامنت گفتم که خیلی وقته اینجا رو میخونم.اما همیشه یک سوال داشتم و حالا جسارت پرسیدن اون رو دارم و اون اینکه چرا هیچ وقت از خانوادتون چیزی نمینویسید ؟ میدونم فضولیه اما...هر طور راحتید پاسخ بدید یا اصلا ندید ممنون

ghazaleh

وقتی که اين پستت رو خوندم يهو ياد سال های گذشته افتادم و يادم اومد که تا همين پارسال هميشه روز شهادت حضرت فاطمه اهنگ شادمهر از تلويزيون پخش ميشد ...... يعنی تا پارسالش رو که خودم با گوشای خودم شنيده بودم ..... خواستم بهت بگم ... اما گفتم خب شايد امسال پخشش نکردن ...... ولی امسال هم روز شهادت حضرت فاطمه دقيقا ساعت ۱۳ دقيقه مونده به ۵ عصر تلويزيون اهنگ شادمهر رو پخش کرد! ولی نديدم کانال چند بود ...چون خونه کسی مهمون بوديم و من از تلويزيون دور! فقط خواستم بگم که تا اين جاش هر سال آهنگ شادمهر از تلويزيون پخش شده!

شیده

سلام. باز دير اومدم. اما مهم نيست.جالبی اينجاست که پر رو هستن.آخه به چه اجازه ای بر ميداری آهنگ شادمهر رو تو شبکه فزرتيت پخش ميکنی عوضی؟ به روی خودشون هم نميارن که همينا بودن که باعث شدن يکی از بهترينها بارشو ببنده وبره اونور آب.همينا بودن که پر پروازشو گرفتن اما حالا اومدن اهنگشو پخش می کنن. حداقل از شادمهر خجالت نکشيدی از حضرت فاطمه خجالت می کشيدی........

هادی

قالبت به وبلاگت خيلی می خورد.تازه اهنگت خيلی قشنگه.انشاالله موفق باشی و هميشه سرافراز.