پايان ماه سطحی نگری!!

بالاخره يه ماه رمضون ديگه هم تموم شد! يه ماه سخت ديگه و با مشكلاتي فراوان!! نميدونم شايد يه روزي واسه اين روزا هم دلمون تنگ بشه! چاره اي هم نيست .زندگي همينه! يه روز خوبي و يه روزم پر از مشكلات! ولي مطمئنم يكي از علت اينكه ماه رمضان و ماه سختي ميدونم بودن در بين ايرانياست! شايد حتي يه مسلمون ديگه تو يه كشور ديگه حتي از بودن در اين ماه لذت ببره! چند روز پيش هم جشن هالووين تو كشور هاي اروپايي و آمريكايي برگزار شد! چه جشني! همش خوشي و خوبي... همه يه روز با هم اينقد صميمي هستن كه مهم نيست تو شكل و چه لباسي بيرون بيان! ولي با هم بودن رو تجربه ميكنن! و اين رسم رو حتي اگه به اصطلاح بد آموزي!! هم داشته باشه حفظ ميكنن! از اينجور مقايسه ها كم نداريم! يكيش هم به اصطلاح عيد فطر! خيلي جالبه! تو ايران ماه رمضون به دست يه مشت احمق 31 روز گرفته ميشه و هيچ كس هم نميگه كه بابا چه خبره؟! چي كار داريد ميكنيد! ... يه جمله اي از بانوي فروردين عزيز خوندم كه از يه مورخ فرانسوي كه به ايران اومده بود نقل شده بود كه ايشون گفته بود كه هيچ ملتي رو غم پرست تر از ايراني ها نديدم! ديگه بعد از اين جمله ديگه به كل ساكت شدم! چه ميشه كرد....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اما توي ماه رمضون چي شد؟‌ اين همه ادعاي مسلموني داشتيم چي شد؟! اصلا فكر كردم به كجا ميخوايم برسيم! ميدونم كه همه اونايي كه شايد تو اين ماه رمضون عوض شدن! جقدر ميتونن ادامه بدن؟!

تا حالا سراغي از خودت گرفتي توي خلوت...خلوتي كه تو رو روبروت بشونه توي آيينت...

 تا حالا قلبتو تو سكوت شنيدي؟! ...خود بي نقابتو يه لحظه ديدي؟!

يه مصاحبه اي توي تلويزيون داشت پخش ميشد كه مثه هميشه راجع به ماه رمضون داشت پخش ميشد و سوال كليشه اي كه چه فرقي توي اين ماه رمضون كرديد! همه مردم ميگفتن كه اميدواريم خدا توفيق بده كه سال ديگه هم ماه رمضون زنده باشيم و بازم ....!!! هيچ كس نگفت كه فكر كن اصلا ببين تو همين يه ماه كه گذشت بغير از اينكه به فكر سحري و افطاريت بودي ديگه چي كار كردي؟! توي اين بين از يه دختري پرسيد كه شما تو ماه رمضون چه فرقي كرديد!؟ اون دخترم به سادگي!‌ و با لحني مسخره! جواب داد ! روزه گرفتم ، لاغر شدم!!! از جوابش خيلي خوشم اومد! اگه من جاي خدا بودم!‌اگه قراربود ثوابي تقسيم بشه! همه رو به اين دختر ميدادم ! فقط به خاطر اينكه راست گفت!!

ما هنوز تو برهوتي از دروغ در به دريم!...نرسيدن مقصد ماست...با سراب همسفريم!

به هر حال امسال ماه رمضون من هم تونستم مال خودم باشم! درسته مثه هر سال امسال با ناراحتي ها زيادي شروع شد و با سختي ها بيشتري تموم شد ولي امسال پر اميد تر از سال پيش گذشت كه بايد بدون نگاه به اطرافيان با خدا حرف زد! مهم نيست كه ديگران ميگن روزه اي يا نه! بايد آماده باشي اگه روزي جايي بودي كه بهترين چيزها براي روزه نگرفتن وجود داشت روزه بگيري! نه الان كه خود به خود همه چيز مهياي روزه گرفتنه! و اجبار به روزه .... شايد اينم اميدي بود براي اينكه بتونم زودتر اين سخت ترين روزها رو تحمل كنم!

زندگي فرصت عشقه...من و تو دل به كي بستيم!

ما تو سرسام و تب وسوسه دنبال چي هستيم؟!

اما اگه برگرديم به دنياي افراد عادي... منم مثه هر سال و مثه همه مردم سعي ميكردم اين سريال هاي تلويزيون رو تماشا كنم! و شايد چند لحظه اي رو استراحت كنم! از بدترين سريال امسال...او يك فرشته بود...يه مشت چرت و پرت ، تا متهم گريختي به نشونه از بزرگترين سطحي نگري ايراني ها!‌كه چه ساده ميشه ثابت كرد يه سريالي كه سراپا سطحي نگري و مسخره بازيه ميتونه ايراني ها رو معطل خودش كنه! ولي امسالم ،مثه سالهاي پيش يه سريال از نظر من جالب بود! كه درسته اونم خيلي ضعيف بود ولي از اوناي ديگه خيلي بهتر بود...و منو مجبور ميكرد كه هر كجا كه هستم خودمو تا اون موقع برسونم تا بتونم براي آخرين بار رو ببينم! نميدونم شايدم علاقه من به امير جعفري، يا شايدم نقش جالبش باعث شد كه به اين سريال علاقه پيدا كنم! البته با كارگرداني مذخرف اون ، كار هم ضعيف شده بود! به هرحال اگه تو حرفاشون دقت ميكردي خيلي چيزا رو ميشد ياد گرفت! موضوع خوبي بود! به هر حال اينم تموم شد و براي آخرين بار امروز تونستم لذت رو توي بعضي از نقش ها حس كنم... آينده..عشق...دوست داشتن...نامردي...بي فايدگي سطحي نگري...و... ميشد احساس كرد! يه بار ديگه فكر كنيد...

دل ما زندوني نيست...چند روزي مهمون تنه...اين روزا فرصت خوبي واسه عاشق شدنه...

هرچي بود و نبود! هر كاري كرديم و نكرديم! هر فكري كرديم و ادامه داديم و دعايي كرديم يا نكرديم! ماه رمضان سال 1384 تموم شد! و بارون روز عيد! اين مژده رو داد كه همه چي تموم شد و زمين خودش رو پاك كرد! و ما هم بايد خودمون رو از نو بسازيم و براي زمستوني سرد آماده بشيم! تا اين بار بهار رو بهتر ازسال گذشته ببينيم وگرنه زندگي چه فايده داره... براي آخرين بار ميخوام دعا كنم...خدايا... براي امسال بهار ...برنامه ها دارم! به خدايي خودت قسمت ميدم! فقط اين يه بار رو بذار به يه رويام برسم و پيشرفت كنم...پيش يسوي آينده...

راستي براي اينكه هرچه زودتر از اين جو بد ماه رمضون و اجبار به سطحي نگريش بيرون بيايد و بيايم! يه آدرسي ميدم! تا ببينيد كه هنوز خيلي جاهاي عالم وجود داره كه ازش بيخبريد! فرق 2 تا دنياي اون براي من 87 ساله! زندگيتون رو بيخودي حروم نكنيد! آينده بزرگتر از اين حرفاست... با اين آدرس ميتونيد تصور كنيد توي هر سياره چند سالتونه....

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانوی فروردین

چقدر آموخته های دینی ما غلط و سطحیه خدا می دونه...نمی دونم مردم کی می خوان بفهمن که ثواب، بهشت و جهنم به معنای فیزیکی یا غیر فیزیکی وجود نداره!اگه خدا در قرآن یا کتابهای مقدس دیگه مثال زده فقط برای اینه که در حد درک این سطحی نگرها باشه!نمی دونم میوه های بهشتی!آتش جهنم!اینا همش مثاله!همش تمثیله که در حد عقل مردم باشه وهزاران بار تو همین قرآن متذکر شده که اکثر مردم تعقل نمی کنند. اگه دوست داشته باشی در یک فرصت مناسب راجع به بهشت و جهنم واقعی بهت میگم. یه چیز خیلی قشنگ گفتی...ای کاش وقتی شرایط بر ما تنگ میشه مثلا وقتی خارج از کشور هستیم روزه بگیریم.اون ارزش داره...یادمه یکی از دوستام میگفت تنها سالی که درست روزه گرفتم سالی بود که کانادا بودم!گفت تمام همکلاسی های پسر مسخره ام میکردن و تا جاییکه می تونستن سنگ اندازی می کردن!اما منم مصمم تر می شدم که برای اثبات این که اونا کم میارن هم که شده تمام روزه ها رو بگیرم!و گرفتم!

بانوی فروردین

سلام!نمیدونم این اطرافیانت چی به سرت آوردن که اینقدر از ماه رمضون ناراحتی!نمی دونم شاید سر منم میارن اما من تو دنیای تنهایی خودم انقدرغرقم که اصلا متوجه نمیشم یا برام اهمیت نداره!راستش من تو این ماه راجع به روزه با هیچ فردی صحبت نمیکنم جز خانواده که اونم چون مجبورم!برام هم هیچ اهمیتی نداره که فلانی روزه می گیره یا نه!و اصلا هم خوشم نمیاد یکی در این باره ازم چیزی بپرسه.چون به نظر من همین که یک کلمه راجع بهش با دیگری صحبت کنی حالا چه خوبیش چه سختیش تمام ارزشش از بین میره! اما ای از این سطحی نگری گفتی!ماه رمضون خیلی جالبه!خانومهایی که تا دیروزش صندل و شلوار کوتاه داشتن و سنگینتر بودن روسری سر نکنن روسریشونو می کشن جلو و رنگ لب مثل گچ و...و بعد از ماه رمضون هم دوباره همون وضعیت...تازه به قول اون خانومه روزه میگیرن تا لاغر شن یا به قول یکی از دوستای من فقط روزه میگیرم نمازشو دیگه شرمنده خدام!!!

بانوی فروردین

و اما راجع به سریال ها...از متهم گریخت فقط دو قسمتش رو کامل دیدم و صد هزار بار خودم رو لعنت کردم که چرا دیدم...ای کاش یکی از داستان های اسکار عزیزم رو دوباره و سه باره و صد باره می خوندم و تا عمق وجودم لذت می بردم!یعنی به خودم گفتم تو رو خدا ببین دختر!مردم ایران هنوز به چه چیزای مزخرف و پوچی دلخوشن!قرن 21!هزاره سوم!و اون بشر!اسکار من! 110-120 سال پیش چی می گفت!!!الحق که نابغه بود! اما سریال برای آخرین بار فقط و فقط بعضی سکانس هاش جالب بود.البته از اون چند تا سکانسی که من دیدم.

بانوی فروردین

و اما او یک فرشته بود علیرغم اینکه دقیقا کپی برداری از یک فیلم آمریکایی بود البته اسلامی شده اون فیلم! اما میتونم بگم از نظر انتخاب هنرپیشه و کارگردانی و جذابیت درتمام سریالهای ایرانی بی نظیر بود.مخصوصا دقیقا جایی که وکیله تو زیرزمین داشت آقای مثبت رو وسوسه می کرد!چیزایی که می گفت دقیقا شبیه حرفای لرد دارلینگتون بود وقتی با مارگارت حرف می زد!نه؟یا مثل لرد هری هنری...وای چه سکانسی بود!و به قول استاد اسکار هیچ انسان خوب یا بد وجود ندارد.تمام انسانها مجموعه ای از خوبیها و بدیها هستند.تنها تفاوت افراد در به دست گرفتن اختیار خودشان به دست خودشان است و این بسیار غم انگیز است که از مسیح بشنویم تنها افراد بسیار اندکی حین مرگ اختیار روحشان را به دست دارند.

behnaz

هرکسی نظرش واسش مهمه!جديدا چقده حرف از سطحی نگری ميزني:-؟؟؟؟ عجب!آره سر اين عيد فطر چقده ما خنديديم :))))))) سريال ها هم که مث هميشه!!! اميدوارم بهار برات پر از خوشی باشه ! بابا برنامه دار:)))بابا پيشرفت ! موفق باشی :) فعلاً!

ghazaleh

اتفاقا سريال او يك فرشته بود خيلي عالي بود! من كه كلي حال كردم! اين سريال اولين سريالي بود كه بدون اين كه اسمي از خدا و پيغمبر و امام و اين مسائل به ميون بياره داشت يه موضوع كاملا معنوي رو مطرح ميكرد. يه جورايي مثل سينماي معنوي ولي در چهارچوب سريال هاي ايراني! اما اون سريال براي آخرين بار كه به نظر من يه فيلم هندي 30 قسمتي بود! به غير از طنز كلامي يوسف تيموري و امير جعفري چيز ديگه اي نداشت. اون متهم گريخت هم كه ديگه هيچي اصلا! اون اصلا جاي صحبت نداره از بس كه بي محتوا و دري وري بود! ( البته به نظر من!) آره؛ من او يك فرشته بود رو از همه بيشتر دوست داشتم! بيشتر بازيگر هاش هم خيلي خوب بازي ميكردن!

sina

سلام....وبلاگ زيبايی داری اميدوارم موفق باشی.....منتظر پيام های سبزتون هستم.

faryad

سلام آقا اميد...بعد قرنی يه سر اومدم اينجا...ميبينم که هنوز هم...! خب اميدوارم دنيا به کامت باشه...موفق و مويد باشی عزيز

مينا

اما او يک فرشته بود به نظر من بهترين فيلمی بود که ميتونست ساخته بشه.مخصوصا که شیطان رو در قالب يه انسان نشون داده بودن .اون قسمت از دايالوگی هم که گفت :غرور خود شيطانه ، هم خيلی خوشم اومد .خلاصه اينکه فيلمش آدمو ميخکوب تلويزيون ميکرد، آخر فيلم رو هم خيلی قشنگ تمومش کردن(منظورم اون تيکه ايه که سرابی با يه جوونه ديگه دوست ميشه و طرح دوستی رو باهاش ميريزه) تقريبا تيریپ طالع نحس تموم شد!! اینکه همیشه شیطان وجود داره و تا وقتی که انسان هست اونم هست... خلاصه اینکه حسابی تو رو از نظرات فیلسوفانه ی خودم مستفیض کردم !!!

شیده

همه ی فيلمهای ما رمضون خوب بودن........(چه ادم مزخرفی ام نه؟؟!!!!!!!!!) نميخوای از اين حال وهوا خارج بشی؟