از آريان تا شادمهر قلابی!

خوب ديگه يه هفته ديگم گذشت! روزگاره ديگه زود ميگذره! و من بازم به خيلي از كارا نرسيدم و خيليا هم نيستن بگذريم!...

خوب در راستاي اينكه من قرار بود برم نمايشگاه كتاب هنوز موفق نشدم برم كه ببينم چه خبره ولي شده يه ساعت هم برم شايد بالاخره رفتم...

اما خوب چند روز پيش فهميدم كه گروه آريان قراره بعد از عمري كنسرت بذاره تو تهران! خوب توي ايران فعلا كه بهتر از آريان پيدا نشده اين البته به معني تاييدشون نيست ولي خوب حداقل كاچي بي از هيچي!

اينجوري شد كه تصميم گرفتيم بريم كنسرت گروه آريان در تهران! مثله هر سال مشكل بليت همچنان باقي بود.توي گروهشون اعلام كردن كه هركي ميخواد بليت بگيره بياد تو سايت عضو شه بعد ميتونه از خود ترانه شرقي بيليت بگيره! ما هم گفتيم خوب چه خياليه عضو ميشيم !! بعد خلاصه كاري نداريم كه چي شد و چي نشد... قرار شد روز سه شنبه از ساعت 7 تا 10 شب بريم واسه گرفتن بليت! مثلا گفتم زرنگي كنم كه مثلا زود برسم بگيرم برم پي كارم! تا رسيدم ديدم! به چه قده آدمه زرنگ!! خلاصه در نتيجه توي ليست اسامي ما شديم 100 !! حالا هي صبر كن! مگه تموم ميشد! خلاصه من كه جو رو مناسب ديدم واسه يه كمي مسخره بازي! گفتم بد نيست يه ذره سر به سر اين علي پهلوان بذاريم! ديگه اون وسط اينقد سر و صدا بود كه من يه دفه گفتم! خانوما . آقايون! آقاي پهلوان گفتن نظم و رعايت كنيد!! خلاصه ديگه يه چند تا پايه ديگه اومدن شروع كرديم به يه ذره آزار و اذيت مفيد! تا اينكه خود علي پهلوان پيداش شد!! و يه مقدار تيكه انداختن ما هم بيشتر! خلاصه تا اينكه نوبت بنده شد! اسممو كه صدا زد! گفتم بله! آقاهه گفت آقا براي چي الكي ميگي!؟!! حالا همه ميگفتن بابا اين بيچاره راست ميگه بذار بره تو بليت بگيره!! خلاصه رفتيم تو و ديديم كه چه خبره! خانومها و آقايون مشتاق همه نشستن اونجا! يه دفه ديدم علي پهلوان بغل دسته من وايساده!! (مار از پونه بدش مياد...!!) بعد با همون طرز صحبت خودش بهش گفتم!! آريني هاي عزيز!!! همونطور كه شما گفتيد با نظم هستن!! بيچاره اولش موند چي بگه! بعد خنديد!! اما خوب فقط اون لحظه همه نگاههاي چپ چپ بود كه سمت من بود!! (خوبه حالا حرف اصليمو نزده بودم!!) نزديك بود كه بندازنم بيرون كه رفتيم بالاخره بليت بگيريم! بعد يارو كه ميخواست نقشه و راهنماي بليت هارو بده! يه دفه رو كرد به دوستم كه كنارم بود! گفت خوب شما چند نفريد!! اونم گفت 5 نفر!! گفت چند تا دختر باهاتونه!!!! اين بدبختم الكي گفت 3 تا!! بعد يارو 3 تا از اون برگه ها داد!! من گفتم چرا 3 تا؟! گفت به درد پسرا نميخوره! پسرا كه آدم نيستن!!!! فقط اون موقع به قدر كافي اعصابم داغون نبود وگرنه از همون جا پرتش ميكردم تو خيابون مرتيكه .....!!!! خلاصه تموم شد و همه چي فعلا بخير گذشت....

اما وقتي كه توي صف بودم تلفنم زنگ زد! كه يه دفه يكي از بچه ها گفت : اميد، آلبوم جديد شادمهر اومده!! منم با يه خنده مسخره آميز بهش گفتم عزيز جون تازه دمو آلبوم شادمهر رو كيا داده به ...! خلاصه نه ! الا و بلا كه اين اصليه! بيا فلان قد قيمتشه! ميخواي يا نه! گفتم اگه اصل باشه بله حتما! رفتم گرفتم! همين كه كاور ساختگي آلبوم رو ديدم حدس زدم كه اي بابا سركار رفتيم حسابي! خلاصه اينكه اين سي دي 8 تا آهنگ داشت ! كه يه سري كه تقريبا تكراري و يه سري ديگه ماله زماني بود كه شادمهر تو ايران بود! خلاصه وقتي اومدم خونه و گوش دادم كلي شاكي شدم كه اي بابا! شادمهره بيچاره! چه بلايي كه سرت نميارن... دوره زمونه نامردي شده!

راستي اگه هم كسي خواست اين آلبوم قلابي رو گوش كنه از اينجا ميتونه! بد نيست.به هر حال براي خيليا جديده! ولي خيلي جالبه كه اين رفقاي من! وقتي ميخوان سر من رو كلاه بذارن نميدونن كه حتي آي دي من تو سايت آريان! شادمهر عقيليه!!! اي روزگار...

تا يك ساعت پيش هم تو فكر بودم كه برم واسه رياست جمهوري ثبت نام كنم!! چون واقعا از شهامت اون دختره 18 ساله كه ثبت نام كرده واقعا خوشم اومد! ولي فعلا كه پشيمون شدم!! چي كار كنيم ديگه به نفع مردم ميريم كنار!! شايدم نرفتيم!

/ 8 نظر / 8 بازدید
مژگان

همين مرامته که منو کشته! همين احساس مسئوليت کردنته که منو کشته هاااااااااا

بانوی فروردین

سلام!می بینم فعال شدین و هفته ای دو تا پست میفرستین؛)...اولا کامنتای پست قبلی رو بدم:)...خیلی ممنون که از کلمات قصار من در نوشته تون استفاده کردین!ثانیا واقعا واقعا خوشحال شدم که شما بهترین یا حداقل اینجور به نظر میاد!این خیلی خوبه!راستی اینترنت زدگی مسری شده!یه مدتی با اومدن اورکات از بین رفته بود که اورکاتیا رو هم تارومار کردن!من الان فقط به ۳-۴ تا کامیونیتی بیشتر سر نیمزنم.دو تا کامیونیتی خودم...یکی مال شما یکی هم یه کامیونیتی دیگه!راستی واقعا رو دست آریان تو ایران نیست!این گروه پایتخت که اومده بودن جشن کانون واقعا مایه خنده بودن!

بانوی فروردین

اگه در رابطه با اون غير صميمی بودن مردم تو اينترنت منم نقشی داشتم که شما اينجوری فکر کنيد باور کنين من هدفم اين نبوده ها!من اصولا مدلم اينجوريه:"^ راستی من دو سال پیش آخرین باری بود که رفتم نمایشگاه کتاب...با دوستم دو نفری بودیم...اولا که دو تا خانوم با سواد با نقشه گم شدن به کنار(آخه یه بیل بورد تبلیغاتی ال جی رو نشون کرده بودیم بعد فهمیدیم همه جا از اونا داره:)) تازه بعد از اینکه از نمایشگاه اومدم بیرون 1و نیم ساعت نتونستم تاکسی بگیرم بس که شلوغ بود...تازه موقعی بود که نسبت به گرد درختا حساسیت داشتم و همین جور از چشمام آب میومد.ملت فکر میکردن دارم گریه می کنم!!! یه وضعیت وحشتناکی بود که بعث شد از خیر نمایشگاه بن کل گذشتم و دو ساله نرفتم!

بانوی فروردین

جای دوستتون هم خالی نباشه!ایشالا هر جا میره موفق باشه و به هدفش برسه.راستی حتما کاندید بشید ها!از طرف جامعه وبلاگ نویسان! راستی یادم رفت بگم علی پهلوان هم اگه دختر میشد خیلی بیشتر بهش میومد!نه؟با اون صداش!من اونو ندیدم اما یه بار پیام صالحی و زنشو تو شهروند آرژانتین دیدم.خودشو گرفته بود دریغ از این که یکی محلی بهش بده!چقدر لذت بخش بود نه!تازه چقدر خوب شده گلزار(به قول شاگردام ممد گلی!!!) از آریان رفته بیرون...با اونم میونه خوبی ندارم!هنرپیشه فقط حسام نواب صفویd:===>>> بر اساس کامنتهای يک دختر پرچانه!

بانوی فروردین

وای یه چیزی یادم رفت بگم!چرا آدم نباید ساعت 3 نصف شب شاد باشه؟به قول یه دوستم 3 تازه سر شبه؛):)) حالا بر اساس کامنت های يک دختر پرچانه!

ghazaleh

نمايشگاه كتاب چيز جالبيه! يه عالمه كتاب رنگارنگ اونم يه جااااا! ادم دلش ميخواد همشون رو درو كنه! اما من واقعا موندم كه تو چرا نميتوني فعاليت هاي اجتماعيت رو مثل يه شهروند مثبت انجام بدي! توي مدرسه ..... ميري وسط راهروها داد و هوار راه ميندازي و جو سنگر علم و دانش رو دچار اغتشاش ميكني! ميري بانك با رييس شعبه دست به يقه ميشي! ( البته اگه درست يادم مونده باشه ........ ) و موارد متعددي كه تو اين وبلاگ از گرد و خاك كردنات گفتي! خب مثل يه پسر خوب بليطت رو ميگرفتي ديگه!!! خب معلومه كه علي پهلوان ميمونه اون وسط چي بگه! اون انتظار داره كه در اون لحظه چند تا از اين دخترا بيان اويزونش بشن كه تو رو خداااا به ما امضا بده! آخرش هم نگفتي اون چي بود كه به درد دخترا ميخوره ولي به درد پسرا نميخوره! خب شايدم طرف راست ميگفته! بايد بالاش خطاب به پسرا مينوشتن به كاري كه كار نداري كار نداشته باش!!!!!! خب تو كه از دست به يقه شدن ابايي نداري! ميرفتي اوني كه سر كارت گذاشته رو يه نوازشي ميكردي! فقط خواهشا چاقو ضامن دار و لانچيكو با خودت نبر! بالاخره كار يه دفه ميشه!!!!!

behnaz

جالبه!!خوشم مياد بيکار نميمونی ....بابا کنسرت ..منم دفه ی ديگه ميبری:))ميگم : ولی خوشم اومد اون آقاهه بليطی خيلی باحال گفت!!عزيزم پيشنهاد ميکنم يه کلاس زبان فارسی بری:::: بليط:::::به نظر من که کار اون دخمل ۱۸ ساله آخر بچگی بوده...شوخی که نيس بابام جان!من که امسال نمايشگاه نرفتم درعوض نوبتمو دادم به کبوترهای آشيخ:))چه خيالی است!! اين شادی هم که طفلی همش ....حالا...

B a H a R

هيچ خبری نيس ! اصن به خودش فشار نياره ! / آريان خيلی وقته ديگه از آريانی بر کناريده ! متاسفانه :دی .کاش میشد یه جوری حال اون شرارهه رو گرفت! چقد این بشر نفرته !!!/ ا راستی اسم آلبوم جديدش چی چی بود ؟؟ /کیم میخواد رییس جمهور ((ایران)) بشه !! تو اگه بری رييس جمهور بشی که ايرانو منتقل ميکنی اونور دنيا !!!