فصل زرد

هوا كه كم كم سرد ميشه و روي زمين كم كم برگا زرد و كمي خشك افتادن حتي با اينكه نشون نميده ولي اين يه نشونست، نشونه عوض شدن يه فصل ديگه! نشون فصل زرد پاييز ! فصلي كه با اومدش ميگه ديگه اگه شاد بودي و اگه استراحت كردي يا نكردي به هر حال فرصت تموم شد و بايد شروع كني به تلاش و كوشش و آماده براي فصل سخت زمستون! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

البته اينو بگم وقتي ميخواستم بنويسم نميدونستم امروز بنويسم و برم پيشواز اين فصل زرد و توي آخرين روز تابستون بگم كه پاييز اومد! يا بريم به جشن ماهي كه زيباترين و بهترين ماه از 6 ماهه دوم محسوب ميشه و جشن زيباي مهرگان رو ياد آوري كنم! جشن شروعي دوباره، جشن زندگي مجدد ، جشن سختي ها ، جشن تلاش براي موفقيت ها...

پارسال هم گفته بودم! يادش بخير ،يه زماني اين حال و هوا كه ميشد تازه كه از مسافرت اومده بوديم ديگه به فكر دفتر و كتاب بوديم . دفترهاي چند برگ و خط دار و بي خط و كيف و ... همش تو حال و هواي مدرسه و شوق و شور اينكه بعد از 3ماه يعني دوستايي كه دلت براشون تنگ شده چه شكلي شدن!؟ با چه شكل و لباسي توي مدرسه حاضر ميشن ! وقتي ديديمشون چي كار كنيم! معلم ها كي هستن! و خلاصه شوق و شوري كه بازم با اينكه دلمون نميخواست اين لذت تعطيلات و خواب خوش اول صبح رو از دست بديم ولي بازم اون شيطنت ها به همه اينها مي ارزيد! حتي درس و تكليف ها! حتي امتحان ها! يادش بخير! چند روز پيش اتفاقا ياد دوران راهنماييم افتاده بودم ،يعني بهترين سالهاي زندگيم! حالا همه اينا خاطره شدن ! همه اينا ميگن كه آهاي پاشو ،يه زندگي جديد در راهه كه بايد بسازيش! بايد خاطراتي بسازي كه اينا پيشش هيچي نيستن! بايد هر جوري هست سفر دور دنيا رو شروع كني! اگه توي ديگه توي دوران مدرسه نيستي ،فرقي نميكنه! بايد تلاش كني! بايد موفق باشي... بايد نشون بدي حتي اگه امتحاني هم نباشه هنوز ميتوني موفق باشي... و هنوزم اميد داشته باشي كه پرپروازي هست و ....

اما با اينكه هنوزم فصل تابستون ديگه تموم ميشه ولي هوا واقعا بهترين هوايي كه من عاشقش هستم! اين هواي مهري رو فقط يه بارون ميتونه تكميل كنه! و يه درياي پر موج و يه ساحل ... حيف كه كمي ازشون دورم!

و اما مهر...يكي از زيباترين ماههاي سال ، ماهي كه اسمش روش هست ماه مهربوني، ماه عشق ،ماه رويايي كه هيچ وقت نديدم كسي از اين ماه بد بگه! البته مگر كسايي كه از مدرسه فرارين! و باز شدن مدارس و دانشگاه ها رو تقصير اين ماه ميندازن! ولي واقعا يكي از زيباترين ماه هاي سال همين مهر هستش كه بين همه فصل ها هستش و با خودش همه چيز داره... ريزش برگهاي بهاري، ميوه هايي كه از فصل تابستون ، باروني به نيتي از پاييز هزار رنگ و هواي خنكي از زمستون برفي و مهر و محبتي از آشنايي هاي دوباره ، از آغاز زندگي ، از راهي براي پرواز ...

خيلي حرفها براي مهر هست كه شايد وقت زيادي براي گفتن داشته باشيم ! پس فقط ميگم هميشه مهري باشيد و پر مهر و مهربون!

راستي يه چيزي يادم رفت! اونم اينكه با همه خوبي هايي كه مهر و پاييز دارن ولي فصل غمناكيه! و اينو كاملا قبول دارم كه پايان شاديهاي فصل هاي قبليه و بيشتر از اوني كه فكر ميكنيم غمگينه !

كاش ميشد راهي براي اين غمگيني هم پيدا كرد ولي حيف كه فصل پاييز هميشه به فصل جدايي تعبير شده و فكر ميكنم كه اينجنين هم هست... حرف خاصي نيست...جشن مهرگان رو تبريك ميگم .آرزوي سال تحصيلي موفقي براي همه دارم . گرچه خودم وقتي كه اين موقعها ميشه بغض شديدي از عذاب وجدان منو ميگيره كه ميدونم فعلا راهي براي خلاصي ازش نيست و مثل اين چند ساله كه با نگاه حسرت باري داشتم مردمي رو نگاه ميكردم كه با ذوق و شوق به سالهاي بالاتر تحصيلي ميرن هنوزم احساس گناه ميكنم و خوب حس اصلا قشنگي نيست ! ....

تباهي خيمه زد بر من ... چه بي پروانه ميسوزم

پراز بيهودگي اينجا... كه ميميرد شب و روزم

چه آغازي! چه فرجامي! رفاقت رنگ ميبازد ... دوباره لشكر اندوه به قلب قصه ميتازد

در اين شبهاي تن فرسا ، من از فردا گريزانم... كجا گم كرده ام خود را !؟ نميدانم نميدانم

كسي پيدا كند من را در اين فصل فراموشي ... به تقديرم گره خورده در اين زندان خاموشي

...

ببر من را كه بي تابم در اين تنهايي و ترديد...نشانم ده از اين روزن طلوعي تازه از خورشيد..

/ 9 نظر / 4 بازدید
behnaz

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه بازم پاييز!!! منو غمين ميکنه مخصوصا ياد گذشته هاش... دل من نم نم بارونو ميخواد!!!

behnaz

تو از آسمونی ومن یه زمینی حقیرم جشن پرواز تو دنیا اما من مرغی اسیرم آسمونی گر بمونی زندگی از سر میگیرم اگه دستامو بگیری ، میدونم که پر میگیرم میرم اونجایی که رنگ هیچ زمینی رو نبینم اما رفتنم محـــــــــــــــاله چون خودم اهل زمینم من حال وهوای اینو دارم:((((((((

B a H a R

همچين ميگی کتاب و کيف و دفتر خط دار هر کی ندونه فک ميکنه چی چی هس ! من به نوبه ی خودم معده م به شدت حساسه !! / تازه اينا که هيچی .اين تيکه منو مرد :حتی امتحان ها :-& :-&:-& / تازگیا تو لفافه بیان میکنی حرفاتو نصفشو آدم میگیره نصفشو نمیگیره ! / WF چی شد ؟!

ghazaleh

راستي اميد ميخواستم در يه مورد نظرت رو بدونم! به نظر تو آدمي كه جلوي روي بقيه ازشون تعريف ميكنه ولي پشت سرشون ازشون بد ميگه لايق چه صفتيه؟! اصلا نههههه! بذار يه جور ديگه روشنت كنم! آدمي كه يه نفر يه چيزي بهش ميگه كه يه جورايي بوي مخالفت باهاش رو ميده! اون وقت اين آدم به جاي اين كه وايسه و تو چشم هاي طرف نگاه كنه و جوابش رو جلوي روي خودش بده ميره و براي يكي ديگه كه هم عقيده با خودشه از طرف انتقاد ميكنه! خب نظرت در اين باره چيه؟! البته من اين جور مسائل برام اهميتي نداره چون كاراي خيلي مهمتري دارم كه وقتم رو صرفشون كنم! ولي برام خيلي جالب بود چون شنيده بودم كه همچين آدمايي پيدا ميشن ولي با چشم خودم نديده بودم!

ghazaleh

منم بعضي وقتا دلم براي مدرسه تنگ ميشه ولي هيچ وقت آرزو نميكنم برگردم اون جا! چون دانشگاه اساسا بيشتر خوش ميگذره!

ghazaleh

مي خواستم خيلي چيزا بهت بگم ؛ چيزايي كه شايد به نظرت خيلي تلخ و گزنده باشه. ولي حيف ؛ كه عادت ندارم كسي رو به اين حد برنجونم! در مورد كامنت قبلي من حرف خودم رو زدم! اگه منظورم رو نميفهمي به خودت رجوع كن! ديگه نه قصد بحث كردن با تو رو دارم و نه قانع كردنت رو . در ضمن هيچ وقت فكر نكن كه ميتوني با يه نفر هر مدلي كه حال كردي رفتار كني و بعدشم يه معذرت خواهي بذاري تنگش و فكركني كه همه چي تموم شد . هر چند كه من اون موقع تو رو بخشيدم . ولي دقيقا بعدش دو تا كار كردي كه .... فكر ميكنم كه ديگه جايي براي اين حرفا نمونده باشه.

ghazaleh

از اين به بعد تو آزادی ... ميتونی هر جوری که دلت خواست اين اتفاقا رو تفسير کنی و خودتو توجيه کنی و برای هر کی هم که دوست داشتی تعريف کنی . ميتونی پيش خودت فکر کنی که منم مثل همه آدم های نامرد روزگار فقط هدفم اين بوده که تو رو اذيت کنم! شايدم مثل انسان های کوته فکر معنی سخنان والا و ارزش های فکری تو رو نميفهميدم! ولی يه روزی شک کن به اين که حقيقت همينيه که تو ميگی! همين!

B a H a R

اميد يکی با اسم جن زده تو وبلاگ من برات پيغوم داده ميگه باهات کار فوق فوری داره !! در مورد دانشگاهم هس مث که . اين آيديشه : jenzade_j

مينا

پس من بايد جزء معدود آدمايي باشم كه زياد از ماه مهر خوشم نمياد! با توجه به حرفات!... چون اين ماه منو شديدآ به دلشوره ميندازه!دست خودمم نيست!نميدونم شايدم واسه اينه كه از درس مرس و اين چيزا زياد خوشم نمياد! بهت گفتم كه زياد دختر درس خووني نيستم!... راستي سلام!(بعد از اين همه مدت) خوبي؟ دماغت چاقه؟هنوزم داري دنبال يه پر پرواز ميگردي؟؟!