خواسته زندگی.

هركسي براي خودش يه خواسته اي داره ،كوچيك يا بزرگ! زياد يا كم! از دوستاش،از اطرافيانش يا حتي از خداي كه قبول داره و همه هم ميدونن كه گاهي خيلي از خواسته ها واقعي و خيلي هاي ديگه غير واقعي...

جمعه شب، فيلم هوش مصنوعي پخش شد.كلا فيلم جالبي بود.البته قديمي و جالب.ولي نكته اي كه براي من تو اين فيلم خيلي جالب بود. توي اين فيلم پسري كه بازي ميكرد براي خواستش هركاري و هرچيزي كه داشت داد كه خواسته اي كه ميخواد برآورده بشه. و فرشته مهربون رو پيدا كنه و اونو به اون چيزي كه ميخواد (يعني تبديل شدن به يه پسر واقعي) برسونه! چيزي كه تو خيال آدمها بود.چيزي كه شايد هيچ وقت و هيچ وقت بهش نميرسيد و شايدم خودش ميدونست. اما گشت و گشت. تا اينكه پري مهربون رو پيدا كرد و اينقد ازش درخواست كرد تا يخ زد و دو هزار سال گذشت ولي وقتي بازم بيدار شد.اولين كاري كه كرد رفت و پري مهربون رو بغل كرد! ولي پري مهربون شكست! تمام فكر، تمام عشقش نابود شد.بعد از اين همه سال.پري مهربون ساختگي تنها تونست يه خواستشو براي يه روز برآورده كنه ولي اون روز بهترين روز زندگيش شد! و براي هميشه تو خواب رفت...

حالا من تو تمام عمرم تلاش كردم به خواستم برسم ولي تلاش كردم و نشد. حالا اومدم كه بگم من يه پرپرواز ميخوام! من يه پريه مهربون ميخوام! ميدونم خيلي خياليه! ميدونم شايد هيچ وقتي هيچكس پرپرواز من نشه! خودمم ميدونم كه يه روزي همه چي تموم ميشه و همه فكر و خاطراتم از بين ميره! ولي بازم دنبالشم! دنبال اوني كه شايد پرپروازم باشه.خوب كجاي اين خواسته من بده؟! ميخوام بدونم چرا گاهي اوقات ما نميخوايم ديگران رو درك كنيم! من به عنوان يه انسان از كل دنيا همين يه آرزو رو دارم! چرا بجاي اينكه بخوايم كسي رو از خواستش منصرف كنيم .كمكش نميكنيم! آره! به همين سادگي! بيايم همديگه رو درك كنيم! بيايم آبي بر آتش بريزيم تا اگر تن سوخت ، دل نسوزه!

يكي ميگه شاد باش.آخه وقتي انسان ميرسه به ته خط.برگشتش خيلي سخته! من اصولا آدمي نيستم و نبودم كه به اين آسونيا به ته خط برسم ولي ديگه حس ميكنم از اين جا به بعد جاده خرابه و روبروم يه درياست كه يه قايق سوراخ تنها چيزيه كه توي اين دريا دارم.ميرم،پارو ميزنم! چون زندم و بايد زندگي كنم ولي تا كجا؟! تنها چيزي كه نجاتم ميده يه پره براي پرواز! براي اينكه دوباره برم اول خط! دوباره از نو شروع كنم! اون موقس كه ميتونم بگم شادم! شاد زندگي ميكنم و ميخوام و ميتونم شاد باشم! پرپرواز رو نميشه و نبايد ماديش كرد! چون اگه ديگه مادي بشه،پيشه يه سري بچه بازي مياد! پيش يكي بدي مياد و شايد هيچ وقت اون پرپروازي نباشه كه آدم انتظارش رو داره! در هر صورت، من فكر ميكنم.پرپرواز زياد دور نيست. همين نزديكياست. همين دورو بر ها! اگه ميخوام و بايد زنده بمونم خوب دنبال اون ميگردم و ميدونم كه شايد هم روزي بهش برسم! كسي كمكم ميكنه؟!

يكي ميگفت تو اينقد به چيزاي بد فكر ميكني كه چيزاي خوب رو نميبيني! خوب شايد درست باشه! ولي اين دو ،سه روزه حالم خيلي بد بود! از لحاظ جسمي! اما هركسي بهم زنگ زد انگار نه انگار كه چند دقيقه پيشش داشتم از درد به خودم ميپيچيدم! واسه اينكه درد من مال منه و هيچ كس ديگه اي حق نداره خودش رو داخل بكنه!! ولي چرا من هميشه از غمهام تو وبلاگ ميگم! براي اينكه واقعيت اينه! براي اينكه ميخوام يه جا به خودم راست بگم! خسته شدم از دروغ به خودم.خستم شدم كه از غمام بگم ولي چه كنم؟! اما من به روحيه احتياج دارم! اگه بخوام وانمود كنم كه غمگين نيستم! خوب بازم همونمو همون! اما تا زندم تلاش ميكنم!

اتفاقا چند روز پيش كه خواب بودم.داشتم يه خواب جالبي ميديدم! بعد كه بيدار شدم به خودم گفتم بد نيست خودم ادامشو بنويسم. ولي هرچي فكر كردم خوب آخر ماجرا چي ميشه هيچي به ذهنم نيومد! ديگه واقعا گيج شدم! كاش امكاناتش بود كه يه فيلم بسازم...

خيلي حرفام به هم ريخته شد. خوب تقصير من نيست. يه كم فكرم مشغوله! آخه ميخواد راهي پيدا كنه براي پرواز ولي....

فقط ميخوام بگم! من هركاري هم بكنم! و هركاري هم كه كردم! من...

هيچ اگر سايه پذيرد،من همان سايه هيچم! کاش زندگی با من مهربونتر بود...همين...

جونيمو آسون گرفتی زندگی.زندگی... تو با قيمت جون گرفتی .زندگی.زندگی

شدم چون غباری به راهی نشسته...تويی خوب و محکم .منم پير و خسته

به جای هرخنده سيل اشکم روونه کردی ...منو کشتيو استقامتم رو بهونه کردی

ای کاش از اول جدا از تو بودم...هنگام زادن سوا از تو بودم

نا خونده دنيا چرا نصيب من شد...هم مونس روز بی شکيب من  شد

کسی که کو نياسوده منم! غم بودو نابوده منم! همين زات بيهوده منم

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفسايد

اميد جان سخت نگير. باور کن بيشتر خوشی ها و بيشتر غمها از تلقين و طرز تفکر نشات ميگيره. يه مثال بارز اينه که ما مشکلات رو هميشه با خودمون داريم ولی چرا يه صبح زيبای بهاری برامون دل انگيزه ولی شبش ميتونه جهنم بشه. اين بسته به طرز فکر ماست.

ghazaleh

به نظرمن خواسته اي كه آدم از خودش داره خيلي مهمتر از خواسته ايه كه از ديگران داره ...اما در مورد هوش مصنوعي ... واقعا نميدونم چرا فيلماي قشنگ رو ساعت يه ربع 11 جمعه ها نشون ميدن كه تا 1 نصفه شب طول بكشه و ما قشر عاشق علم و دانش كه شنبه ها 8 صبح كلاس داريم خوابالو در سنگر علم و دانش حاضر شيم . ولي اين فيلمه هم ديگه آخرش زيادي عاطفي و رمانتيك شد! ولي كلا قشنگ بود!

ghazaleh

ولي اون موجود عجيب غريباي آخرفيلم چه باحال و مهربون بودناااااا! شايد از اونا يه نسل درست حسابي روي كره زمين پديد بياد!از آدميزادش كه خيري نديديم!!!!!!! ولي در مورد پرپرواز نظري ندارم! هرچند كه هنوزم برام اين سوال وجود داره كه اگه اين فيلم پرپرواز رو نساخته بودن تو براي نام بردن اين چيزي كه آرزوش داري ( همون پرپرواز) از چه واژه اي استفاده ميكردي! ولي حالا جدا از شوخي اگه واقعا به اين آرزوي خودت ( پرپرواز) اينقدر اعتقاد داري خب پس نبايد برات مهم باشه كه ديگران دركت ميكن يا نه ..... آرزوي تو براي خودت مهم و محترمه و به كسي هم ربطي نداره كه توش دخالت كنه و اونو زير سوال ببره .... ولي فكر نميكنم ديگران بتونن در اين زمينه بهت كمك كنن... چون اين آرزوي توئه و خودت بايد براي رسيدن بهش تلاش كني

ghazaleh

منم هر وقت كشكي تلاش كردم به خواستم نرسيدم... ولي هر وقت پشتش رو گرفتم و حسابي خودمو تحت فشار گذاشتم به هدفم رسيدم .... حتما خودت ميدوني كه من چقدر كله شقم! به خودم ميگم يا بايد اين جوري كه من دلم ميخواد بشه و يا ديگه هيچي! ديگه دنيا هم جلودارم نميشه اون موقع! پري مهربون هم به درد خودش ميخوره! 2000 سال بايد التماسش كني تازه اخرش هم عرضه نداره آرزوي آدم رو براورده كنه! واقعا پري هم پري هاي قديم!

ghazaleh

حالا ميشه به من بگي در كل كره زمين چند عدد پرپروازبا پارامترهاي مورد نظر شما وجود داره كه حاضرن وجود خودشون رو صميمانه و خالصانه نثار افراد مشتاق پرواز و فاقد بال براي پريدن بكنن؟!مطمئنم كه هر چقدر هم كه زياد باشن به اندازه نصف مردم كره زمين نيستن! پس به ناچار تعدادي از مردم بدون پرپرواز مي مونن! خب اين مردم فلك زده كه پرپرواز گيرشون نمياد بايد چه خاكي تو سرشون بريزن؟! البته من خيلي خوشحال ميشم كه تو بالاخره به آرزوت برسي و يه پرپرواز پيدا كني و ما بدبخت بيچاره هااااا كه عين ملخ اسير زمينيم و دلمون به نيم سانت پريدن خوشه افتخار اشنايي با گونه اي به نام پرپرواز پيدا كنيم! حالا بيخودي بد نگيريااااا كه بگي اين غزاله ارزو هاي منو به باد سخره گرفته! اصلا اين جوري نيست! ولي به جون خودم خيلي دلم ميخواد يه دونه پرپرواز واقعي ببينم!

ghazaleh

به نظر من زندگي مثل اتوبوس نيست كه اخر خط داشته باشه ...... حتي مردن هم اخر خط حساب نميشه .... توي زندگي هر بعد از هر اخري يه اولي هست ...... و بعد از رسيدن به هر خط پايان يه خط شروع .... حالا تو بگو اينا شعاره! ولي به نظر من اينا واقعيته ....... اصلا حالا كه اين جوري شد يه شعار ديگه هم ميدم! من چند وقت پيش توي يه كتابي خوندم كه آنتوني رابينز گفته بزرگترين درس زندگيش رو از يكي از دوستاش گرفته و اون اين بوده كه خوشبختي ناشي از چيزهايي كه داريم نيست ..... ناشي از نحوه نگاه كردن ما به زندگيه ...... و باور كن اميد وقتي كه اين جمله رو خوندم بلافاصله ياد تو افتادم! چون فكر ميكنم تمام مشكلات تو برميگرده به اين كه اين جمله رو قبول نداري .......

ghazaleh

بازم اين پستت به نسبت قبلياااا اميدوار كننده تر بود! حداقل تصميم گرفتي تا زنده اي تلاش كني! ولي نگفتي در چه زمينه اي مي تلاشي؟! اما واقعا و از اعماق وجودم ازت درخواست ميكنم كه در بقيه زمينه ها ( به غير از يافتن پرپرواز) هم تلاشت رو به كار ببندي! درد هات هم اميدوارم زودتر خوب بشه ....... همين!

مژگان

من که فقط يه کاميون اسکناس ميخوام !!...بنظرم اون گفته دوستت درسته ..من نميخوام بيخودی آرومت کنم يا اميد الکی بهت بدم همينقدر تو جامعه ما من وتو زنده ايم ومثلا زندگی می کنيم خودش کلی هنره ....ولی بايد هميشه چيزهای خوبو ديد تا خوبی بسراغت بياد....باور کن برای من هميشه دقيقه نود کمک رسيده !باور کن اميد داشتن خيلی خوبه

بانوی فروردین

سلام...راستش به این امید اومدم که این دفعه شاهد نوشته های شاد و امیدوارکننده باشم.اما...اگه بخوام حرف خاصی بزنم تکرار مکررات گفته شده توسط بازدیدکننده های قبلیه.فقط این نکته رو اضافه کنم که من ۳ سال پیش یه همچین شرایط روحی داشتم و الان میفهمم خیلی اشتباه میکردم.به کی باید قسم بخورم این دوره زمونه هیچکس پر پرواز دیگری نمیشه!این چیزا افسانه است.درست مثل داستان هدیه سال نوی O.Henry.که تو کتاب دوم دبيرستان داشتيم و خيلی ها هم خوشمون اومد!تو اين دنيا يکی هم بخواد بامحبت باشه خوب حقشو ميذارن کف دستش...

بانوی فروردین

راستی ای کاش فیلم پالی آنا رو دیده باشید.5شنبه هفته پیش شبکه 5 پخش کرد.اون فیلمی بود که شما احتیاج داشتین ببینید...من هفته پیش تمام زندگی و درسم و ول کرده بودم و 3 تا فیلم سینمایی دیدم.هوش مصنوعی،پالی آنا و دیگران...هر چند دیگران رو قبلا نصفه نیمه دیده بودم.هوش مصنوعی هم خیلی تاثیرگذار بود...چقدر خوبه هرکس انقدر هدفش براش مهم باشه و براش بجنگه...