نياز...

سلام دوستان.خسته نباشيد...بازهم مرسي از نظرات خوبتون...

خوب واسه امروز يه شعر درنظر گرفتم.گرچه هيچوقت ازنوشتن شعر تو وبلاگ خودم بدون توضيحي خوشم نميومد.ولي خوب گفتم شايد ديگه هيچ وقت نشه...به هرحال.از خودم هم هست.ببخشيد اگه... . خوب قبلا هم اجازه بديد يه وبلاگي رو معرفي كنم.وبلاگ جديدي است كه ماله مينا خانم عزيز هستش.متن ها خيلي جالبي رو توي اون قرار ميدن.واقعا حيفم اومد كه شمام نخونيد.اسم وبلاگشون هم هست سنگي به نام زندگي ... .خوب براي ايشون هم آرزوي موفقيت دارم.واميدوارم از مطالبشون هم لذت ببريد.مطلب آخرشون كه خيلي روي من تاثير گذاشت.. خوب اين شعر هم مشخصه ماله چه زماني و براي كي هست و بوده .به هرحال براي اين پست حرف ديگه اي ندارم... فقط دو تا  جمله زيبا  امروز ديدم... اول:اينکه عشقت را به کسی بدی تضمينی بر اين نيست که اون هم اين کارو بکنه.پس انتظار عشق متقابل نداشته باش فقط منتظر باش تا عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اينطور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده ... و دوم : به چشمانت بياموز که هرکس ارزش ديدن ندارد.به دستانت بياموز که هرگل ارزش چيدن ندارد.به قلبت بياموز که هرکس کنج آن جايی ندارد ...

نياز

حرف رفتنت كه ميشه دلم انگار ميشه پرپر

نميخوام بياد شبي كه واسه ماشه شبه آخر

صدهزارحرف نگفته واسه تو تو سينه دارم

شب و روز از رو نوشتن هميشه همينه كارم

جريان گرم عشقه لحظه لحظه با تو بودن

تو وجود من نشسته بي تو از غصه سرودن

كاش ميشد اينو بفهمي كه چقدر برام عزيزي

وقت رفتنت يه دنيا غصه تو دلم ميريزي

خوبه اين مداد و كاغذ همدم تنهاييهامه

خوبه وقتي بي تو هستم دستكم اينا باهامه

توي دنياي وجودت جز محبت نميبينم

اينقد ماهي كه با تو حتي ماه رو نميبينم

حس من حس غريبي از غم و عشق و نيازه

ميدونم يه روز مياي با يه دنيا حرف تازه ! ...

هميشه شاد باشيد... اميد

/ 8 نظر / 8 بازدید
mina

من نميدونم چرا هر وقت حرف از عشق و دوستی و... ميشه عکس گربه ميذاری!اين سومين باره ،بابا جون تنها حيوونی که از اين چيزا سر در نمياره همين گربست ! حتی به خودشونم وفادار نیستن . وگرنه به ميمونم محبت کنی با اون همه زشتيش يادش ميمونه واسه همينم زشتيه صورتش به چشم نمياد(به به چی گفتم واسه خودم!) و اين آموختن به چشم و دست و قلب هم برميگرده به همون شعره که ميگه:يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند / طلب عشق زهر بی سر و پايی نکنيم(ببخشيد اگه تکراری بود ،آخه من واقعا عاشق اين شعرم ) از شعرتم کلی فيض بردم استاد !! ولی جدا خيلی قشنگ بود...

SaRa

سلام استاد.احوال شما؟من نمی فهمم چه علاقه ای به گربه داری!!!اگه حسام ببينه مياد کش ميره،حقم داره،اينا خيلی بامزن....هر چند که من از گربه بيزاارم!!!

SaRa

حالا كه پشت پلك هاي زندگي گم شده اي، آسمان با تو مهربان است ،كه دهان فراخش،پرنده را تف نمي كند، و بال بال بودنت ، در حوصله اش مي گنجد.حالا كه از قلب زندگي،حذف شده اي،دفتر با تو مهربان است. كه سطرهاي نازكش، گريه را تفاوت مي كند و شور حضورت را. در خيانت نمي بازد

SaRa

زير بارون راه نرفتي! تابفهمي من چي ميگم!تو نديدي اون نگاه رو ! تا بفهمي از كي ميگم!چشماي اون زير بارون! سر پناه امن من بود !سايه بون دنج پلكاش!جاي خوب گم شدن بود! تنها شب مونده و بارون! همه ي سهم من اين بود! تو پرنده بودي من سرو !ريشه هام توي زمين بود! اگه اون رو ديده بودي!با من اين شعر رو مي خوندي! رو به شب داد مي كشيدي! نازنـــيـــــــن ! چرا نمونــــدي؟؟؟!!حالا زيرچتر بارون! بي تو خيس خيس خيسم! زير رگبار گلايه !دارم از تو مي نويسم !تنها شب مونده و بارون! همه ي سهم من اين بود !تو پرنده بودي من سرو ! ريشه هام توي زمين بود!!!!.........من این شعرو خیلی دوست دارم!!برای همین هم برات نوشتم تا لذت ببری!!هر چند که به شاعرش زیاد علاقه نداری!!(بر عکس من!!!).....پائیزی باشی!!!

Ghazaleh

من اصولا تو وبلاگايی که شعر مينويسن کامنت نميذارم! آخه نميدونم راجع به شعر چی بايد بگم! يعنی شعر ذاتش يه جوريه که انگار به آدم حق نظر دادن نميده! حرف حرف خودشه!

behnaz

تو اين روزا دلم خسته همه درها به روم بسته/به جزدردوغم وگريه همه چيزم زدست رفته/منوگذاشتورفت اونكه هستي ام از وجودش بود/دل غمگينوخاموشم پراز شادي زعشقش بود/حالا قصه ي دل من يه ابر كه وا نميشه/اگه هردم هي بباره درد من درمون نميشه!!......حالا پشت شيشه تنها صداي بارون مي پيچه امّاهرچقدر مي باره پيش اشكام كم مياره!!! الان يه نموره تو حسّ اينم!! ديگه حرفی نُدارم!!

B a h a r

خودمم نميدونم چرا هميشه دير ميرسم اينجا ! به هر حال ببخشيد:) مثه هميشه بود : قشنگ و پر معنا

مانيا

آخی... نازی!‌بازم غم و غصه!!