بازم تولدت مبارک!

توي دنيايي كه ما زندگي ميكنيم گاهي هيچي نيست!‌ آره هيچي نيست! يعني هرچقدر هم كه تلاش كني فايده نداره چون هيچي نيست! و حس ميكني كه بعد از گشتن و تلاش كردن بازم به هيچي رسيدي! حس ميكني كه چقدر زندگي بيهوده بوده و هيچ تلاشي ارزش خودش رو نشون نداده. تو هفته اي كه گذشت .شايد به خيلي چيزا پي بردم .اينكه اوني كه فكر ميكني هميشه به واقعيت تبديل نميشه...يا اون كسي كه فكر ميكني اوني نيست كه تو دلت ميخواد و گاهي هم پشيمون ميشي كه چرا زود قضاوت كردي و چرا از فرصتي كه داشتي به خوبي استفاده نكردي . اونوقته كه با چشموني گريون به موفقيت طرف نگاه ميكني و هميشه حسرت اينو ميخوري و ميگي كه چرا فرصتي كه ميتونستم استفاده كنم از دست دادم و جايي كه من ميتونستم باشم حالا يكي ديگس! حالا ديگه اون پرپروازي رو كه ميخواستي به راحتي از دست دادي و اينجاست كه حس ميكني نابود شدي  ولي ديگه چاره اي نيست! از طرف ديگه به خودت ميگي من كه بهترين رو ميخوام آيا حتي خوب هستم؟! بعد ميبيني نه! چه جوري به خودت جرات ميدي كه حتي در مورد بهترينا فكر كني! بهترين هايي كه تو هيچ ارزشي براشون نداري! اينجاست كه بازم حس ميكني نابود شدي. چون ديگه هيچ فرصتي براي خوب بودن نيست كه بتوني بهترين رو مال خودت كني و اينقدر ضعيف ميشي كه تمام اون نيرويي كه دلت ميخواد داد بزني رو توي دستات جمع ميكني و محكم ميكوبي به ديوار و بعد نميدوني از درد كوبيدن به ديوار گريه ميكني يا از درد اين بدبختي كه اوني كه ميخواي برات ساخته نشده...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ولي بازم فايده نداره...چطور ميتوني حتي يك روز بدون اينكه بدوني بهترين ماله تو نيست و مال كس ديگست اون روز رو تموم كني واسه همين بازم تلاش ميكني بازم دنيا رو زيرپات ميذاري بازم ميگي به درك كه از درد دارم ميميرم من بايد به اوني كه ميخوام برسم بايد يه آدم خوب باشم... ميري و ميري و ميري .... ولي يه حادثه هرچي كه رشته كردي رو پنبه ميكنه و يه بار ديگه نابود ميشي ديگه نميدوني براي چي زنده اي .فقط احساس ميكني كه تموم شدي و تنها كاري كه ميتوني بكني دستي كه فكر ميكردي قدرت خورد شدن سنگ رو داشته باشه توي دستت بگيري و سرت رو بذاري رو پنجره گريه كني و گريه اي كه ميدوني دير يا زود براي از دست دادن بهترين بايد بكني ديگه چه فرقي ميكنه امروز يا فردا ؟!... ديگه با شادترين آهنگ شاد نميشي و با گريه دار ترين آهنگ نميتوني جلوي گريت رو بگيري و ديگه حتي نميدوني بايد دست رو به طرف كدوم خدا دراز كني كه بتوني خودتو نجات بدي ... اما انگار كه مشكلاتي كه هيچ وقت توي زندگيت اينجوري پشت سر هم ظاهر نشده بودن دست از سرت بر نميدارن ولي وقتي ميخواي فرض كني كه حتي از اونا گذشتي چشمت به موفقيت كسي ميفته كه يه روزي تو همين روزا از دستش دادي و شدي ...پوچه پوچ! ولي اون...

يكي از دوستان راست ميگفت.من خيلي نسبت به نوشته هاي قبليم تغيير كردم...نوشته هام بدون دليل حداقل براي خودم ناراحت كننده تر از هميشه بوده! پارسال اين موقع وقتي ميخواستم تولدي رو تبريك بگم اينقد حداقل شاد نشون ميدادم كه بتونم توي اون پست چيزي از ناراحتيم ننويسم ولي....

اما من هنوز اونقدر انرژي توي بدنم مونده كه بتونم يه لحظه چشمامو ببندم و بگم تولدت مبارك! خوب فردا تولد دوست عزيزي هست كه 4 سالي هست دلم ميخواست اگه نميتونم توي تولدش باشم .با تمام وجود بهش بگم تولدت مبارك! تولد كسي كه ميدونم هرچند ممكنه نتونسته به اون چيزي كه خواسته برسه ولي بيشتر از اون چيزي كه لايقش هست ارزش داره.كاش براي ارزش انسانها هم ميشد همون مقدار بهشون موفقيت هديه كرد. نه مثه خيلياي ديگه حتي ارزش محبت ندارن ولي بازم موفق هستن. خوب اين دوست خوب من ميدونم حتما ميكنه كه من روز تولدش رو فراموش كردم ولي اگه من بزرگترين مشكل دنيا رو هم داشته باشم روز تولد رو فراموش نميكنم...فكر هم نميكنم اينجا رو بخونه .در هر صورت ميخوام بگم يه سال ديگه بزرگتر شدي .يه سال ديگه هم گذشت.انگار همين ديروز بود كه ازش پرسيدم بهترين هديه اي كه گرفتي چي بود... كاش ميتونستم همنطوري كه دلم ميخواد يه روزي يه جشن تولد برگزار كنم... اين دوسته عزيزه من خيلي چيزا يادم داد و خيلي از حرفهامو هم تحمل كرد.نميدونم... اميدوارم كه اين عزيز هرجايي كه هست دلش پر از شادي باشه و هيچ وقت توي دلش اثري از غصه نباشه...متاسفانه كوچيكترين هديه كه ميتونم تقديمش كنم يه آرزو هستش. آرزو ميكنم كه به هرچي آرزو داره برسه!

تولدت مبارك...

/ 4 نظر / 6 بازدید
edward

دوست من گاهی فرصتی برای انسان بوجود نمی یاد چه برسه به اینکه بخواد ازش استفاده کنه یا نه.فرصت برای سرمایه دارن شکم گنده س فرصت برای اون آخوند ولد زناست که با دختر 13ساله عقد میکنه و منو تو باید سالها در حسرت عشق بمونیم حتی دیگه عشق رو هم به لجن کشیدن.این نیهیلیسم اجتماعی رو اینها خالق بودن.کاش میشد اون خدای کثیفشون رو نابود کرد تا دیگه بهانه ای برای غارت و کشتن و شکنجه باقی نمی موند.

behnaz

تولدش مبارکه. چرا من اينقدر حس و حالتو ميدرکم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شايد چون منم يه رو ز در ميون اينجوريم ....آآآآآآآآآآآآآآآآآآخ چه روزايی که گذشت وتموم شد!!!!

B a H a R

استغفرالله !... / منم متبريک !

ghazaleh

تولدشون مبارک! منم اگه دوستی داشتم که در بدترين شرايط به فکرم بود و از صميم قلب تولدم رو بهم تبريک ميگفت حتما به وجودش افتخار می کردم . اون هم حتما به خاطر داشتن دوستی مثل شما به خودش افتخار ميکنه