خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

دوشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸۳

امان از دست تقدير!

گاهي اوقات ما آدما توي زندگي شانس مياريم ،گاهي هم بدشانسي! هيچ كس هم نميدونه كه بالاخره چي ميشه! به كجا ميرسيم! و قرار چي كار بكنيم... فقط ميگيم و مجبوريم كه زندگي كنيم! شايدم اصلا ندونيم براي چي و براي كي! خوب خيلي از آدما براي اينكه از زندگي نا اميد نشن به خودشون ميگن خوب خدا قسمت مارو تعيين ميكنه! و اگه كاري انجام شد كه خوب شده! اگه نشد حتما يه خير مصلحتي تو كار بوده...

نميدونم تا حالا شده كه براي شما اتفاقي بيفته كه سر يه بي احتياطي يا غفلت از دستش بدين و هميشه حسرتش رو بخورين ؟! يا نه اينكه خودبه خود از دست بره...

تقدير چيزيه كه توي اين اتفاقات حرف اول رو ميزنه ولي من هرچي فكر ميكنم نميفهمم كه اگه قراره به چيزي نرسيم پس اصلا واسه چي جلوي پامون قرار ميگيره! حتما ميگين خوب يه امتحانه! نه من اصلا اين حرف و قبول ندارم!

مثلا خوب گاهي اوقات آدم براي پيدا كردن يه دوست به اين درو اون در ميزنه ! كه حالا شايد پيدا كنه! شايدم نكنه! اما يه وقتي مثلا توي يه جايي با يه دوستي آشنا شدي بعد همه چي تموم ميشه ميره.اما دوباره بصورت تقريبا معجزه يه جاي ديگه ميبينش و فكر ميكني كه خدا چقدر مهربونه تو اوج نااميدي يه دوستي رو ميذاره جلو پات كه سالهاي سال آرزوشو داشتي! شايد زياد دوستش نداشته باشه ولي خوب بالاخره چيزي داره كه هميشه آرزو ميكردي داشته باشي! حالا وقتي دو تاشو با هم بدست بياري ديگه مشخصه كه از دنيا هيچي نميخواي! بعد كه فكر ميكني همه چيز خوب پيش ميره يه دفه همه چي تيره و تار ميشه! ديگه هرچي اميد به زندگي تو خودت به وجود آوردي از بين ميره! و ... چرا ؟! گاهي اوقات فكر ميكنم خدا انسانها رو به چند دسته تقسيمشون كرده! يكيشون خوشبخته خوشبخت! هركاري هم بكنن بدبخت نميشن! حتي اگه خودشون بخوان! يه عده بد بخته بدبخت ! هميشه هم توي همون چيزي كه هستن موندن! يه عده هم بين اين دو! تو يه وضعيت ثابت موندن! نه به اندازه اولي خوشبخت نه به اندازه آخري بدبخت...

نه اينكه بگم حالا تو دوستي اينجوريه! همه جا ... تو موسيقي يكي ميشه شادمهر... يكي هم هرچي خودش رو بكشه ديگه بالاتر نميتونه بره! تو فوتبال يكي ميشه فلان بازي كن با حتي يه گل! يكي هم مثه خيلي هايي كه تو اين رشته هستن! حتي نون زن و بچشون رو نميتونن در بيارن

همه جا همينه .تو بازيگري ، تو كار يا حتي تو زندگي ... خوب بعضي اوقات فكر ميكنم خوب اگه قراره هيچوقت پيشرفت نكنيم پس واسه چي زنده ايم!؟ فايدش چيه ؟

يكيش خود من! من به نظر خودم خيلي آدم وقت نشناسي هستم! خيلي چيزا رو از دست دادم...يادم مياد دوستم كه داشت ميرفت خارج بهم گفت بيا بريم ... دير كردم و ديگه نشد... ميخواستم معافيمو بگيرم! خودمو كه نميتونم گول بزنم ! يه عزيزي 6 ماه قبل از اينكه حتي قانون رو تصويب كنن بهم گفت تا وقتي كه تصويب شد و ... بعد بازم اينقد معطل كردم كه همه چيز از بين رفت! هيچ كدوم هم تقصير خودم نبود! توي اولي يه مريضي و توي دومي هيچكس رو نداشتم كه راهنماييم كنه!

فكر كنم همه ميدونن كه من چه آرزوهايي داشتم و هميشه ميخواستم بهش برسم... اما انگار ديگه همه چي تمومه! گاهي اوقات يه روزنه اميد واسم بود! يعني تا نا اميد ميشدم يه در ديگه روم وا ميشد و ازش تو ميرفتم و هميشه به اين اميدوار بودم كه هنوز خيلي از زندگيم مونده.ميتونم حداقل به خيلي از خواسته هام برسم! اما حالا ديگه هيچ آرزويي برام نمونده جز يه آرزو ... خوب خيلي برام خصوصي و نميتونم بگم چيه ! ولي خيلي هم كوچيكه! اين روزا خيلي مريض ميشم! فقط از خدا يه چيزي ميخوام! ميگم خدا اگه ميخواي منو زنده نگه داري .همين چيزايي هم كه دارم ازم نگير! نه از نظر مالي... از نظر اينكه بدنمو لااقل هميني كه هست سالم نگه دار ! كه يه روزي به اون آرزوم برسم و بعد بميرم! آرزوي خيلي كوچيكه! شايد تا حالا واسه ميليون ها نفر اتفاق افتاده باشه ولي براي من خيلي دوره! گاهي هم كه خيلي حالم بد ميشه! به خودم ميگم اگه تو اين حال بميرم! واقعا كسي ميگه چرا اميد ديگه آنلاين نشد! چرا ديگه آپ نميكنه. چرا ديگه نيست! اصلا كسي سراغمو ديگه ميگيره ؟! يعني اونايي كه حالا محل بهم نميذارن حتي به خودشون اجازه ناراحتي ميدن؟! بعد ميبينم كه آره!‌شايد... شايد حداقل ياد اون بدي ها من بيفتن .و حداقل يه بار ياد من بيفتن! يه بار دور هم جمع شن و يه بار ديگه با هم باشيم! يا نه براي اولين بار منو ببينن! واقعا ما آدما چه جوري راضي ميشيم بعد كه كسي از دست رفت سراغش بريم.واقعا فرصت خيلي كمه! كاش اينو بفهميم و يه روزي پشيمون نشيم ... نميدونم اصلا بحث من اين نبود.نميدونم چرا ياد اين حرفا افتادم حالا دوباره ادامش ميدم...فقط خواستم بگم كه اگه خواستيد كاري رو انجام بديد هميشه مطمئن نباشيد فردايي هم هست!‌ نه فقط مرگ! نه شايد خيلي چيزاي ديگه... به هرحال بحث من تقدير بود و تقدير ما آدما... واقعا ما آدما بايد به يه جايي برسيم اما به كجا ؟!...


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]