خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۳

مقدمه ای پراکنده!

امروز داشتم فكر ميكردم خوب امروز از چي بنويسم! راستش من اصلا حوصله ندارم كه حالا يه پست دادم 10 روز بگذره كه بعد كه كامنتام پر شد!!! دوباره از اول! خلاصه گفتم خوب خيالي نيست! بيخيال كلاس! كه حالا مثلا شروع كردم بايد چند روز بگذره بعد شروع كنم! اما حالا جداي از شوخي! خوب همونطور كه گفتم دلم نميخواد زياد از شرح حال خودم بنويسم! ولي خوب نميشه هم كه يه دفه رفت سر اصل مطلب! هركاري يه مقدمه ميخواد! خلاصه بر اساس برنامه اي كه قبلا داشتم ! قرار بود امروز بگم ! تو ماه رمضون گذشته چه خبر؟! اما هرچي فكر كردم ديدم اي بابا چيز قابل ذكري يادم نمياد كه بگم! يعني هست! ميخواستم بگم ميشد بحث! ولي هنوز زوده! بعد گفتم چي بگم! هرچي فكر كردم!‌ديدم نه واقعا انگار دارم آلزايمر ميگيرم! همه چي كه يادم ميره! سرم هم كه درد ميكنه! فكرام هم نميتونم جمع كنم! خلاصه (انا مصدوم!!!) بعد كه ديگه از همه جا رونده و مونده گفتم خوب امروز ديگه پست نميدم!‌ رفتم يه قرص بخورم بلكه سرم بهتر بشه! ديدم نه بازم بهتر نميشه! بعد از كلي كش مكش! با اين اينترنت هم كه حسابي حالم گرفته شده بود! كه يه يكي از دوستان خوبم آن لاين شد و خوب صحبت كرديم! بهم گفت لازم نيست فكر كني چي بنويسي! بايد خودش به فكرت برسه! يعني اينكه بدوني چي مينويسي! خوب ديدم حرف حساب جواب نداره! پس ...

خوب اول به خبر بدم.خوب كنسرت شادمهر فكر ميكنم الان در شهر ونكوور كانادا برگزار ميشه! چقد دلم ميخواست منم تو يكي از اين كنسرت ها باشم!‌ اما همچنان زهي خيال باطل... حالا جالبي اينكه گفتم اينجاست كه اگه قديما ميپرسيدين كه توي كانادا چند تا دوست داري و كجاي كانادان! ميگفتم شونصد تا!! همه هم ونكوور!! اما اون موقع من نميتونستم از شادمهر خبر بگيرم بازم! چون شادمهر تورنتو بود و بحث كنسرت و اين حرفا هم اصلا مطرح نبود! خوب حالا شادمهر اومده ونكوور اما دوستاي من كجان ؟؟!‌ (شانس نيست كه!!)

خوب از اينكه بگذريم! كسي از اين سارا خانم ما خبر داره؟!‌ هميشه اين دور و ورا يه سري ميزد حالا كوشش ؟!! هرجا هست اميدوارم شادباشه.

حالا كه فعلا حرفي نيست! يه سري ماه رمضون گذشته رو بررسي كنيم. واقعا تو ماه رمضون چه خبر بود؟! خوب ميشه گفت اصلي ترين بحثي كه هميشه تو ماه رمضان پيش مياد كه اينه يه دفه شونصد ميليون نفر از آدما مسلمون ميشن !!! حالا جالبي اين مسئله بين مردم ما اينجاست كه اگه دو نفرو تا قبل از افطار ميديدي ،اينقد از هم تعريف ميكردن كه هر كي نميشناخت فكر ميكرد اينا يه روحن تو دو تا بدن!! بعد از افطار ! چنان به جون هم ميفتادن كه انگار ! ميخوان هر كدومشون برن تو يه روح!!! البته بد نيست! به نظر من مسلمونيه ظاهري هم واسه خودش خوبه! لااقل طرف فكر ميكنه كه ديگه اگه اين كارا رو بكنه ميره بهشت!

اما بحث بعدي تو ماه رمضون سريال هاي متنوع !! در اين ماه بود كه همه رو حالي به هولي ميكرد! چه طنز هاش چه غيره! (حالا اينو بيشتر صحبت ميكنم راجعبهش)

مورد بعدي مسئله انرژي اتمي ايران ! بود كه به همت بهترين ديپلمات هاي جهان به نحو بسيار خوبي به سود بيگانه ها حل شد و ايران هم قبول كرد كه مثل يه پسر خوب سرجاش بشينه و پا رو دمب! انگليس نذاره! اما...

و اما يه خبر هم از جريانات امروز بگم كه بالاخره ايران از ملت دوست و برادر كه 8 سال مارو بدبخت كردن غرامت گرفت! واقعا جاي بسي خوشحالي است كه ما ايرانيا اينقد با محبتيم كه كشورمون رو نابود ميكنن بعد ميگيم خيالي نيست ! همين دوزار كه بهمون ميدن از سرمون هم زياده!!‌ و با غرور فراوان قيمتش رو هم اعلام ميكنيم!

و مطلب بعدي در مورد بازداشت وبلاگ نويس ها بود ! كه اعلام شد! ايشان در كمال صحت و سلامت همراه با تلويزيون و كاناپه در زندان اين چند روزه رو به استراحت پرداختند!‌ اما يه چيزي رو خداييش بگم ! بعضي ها واقعا حقشونه اگه بگيرنشون! بابا داريد مثه آدم زندگيتونو ميكنيد! قرار وبلاگي ميذاريد! زندگي ميكنيد! بازم بعضي از مسائل مذخرف سياسي رو پيش ميكشين كه شايد براي جووناي ايراني هيچ ارزشي هم نداره! به هر حال من فكر ميكنم بازم جاي بحث داره ! و قبل از اينكه در مورد دستگيري اينها نظري بدم كه خوبه يا بد! يه چيزايي گفته بشه! فقط همين بس كه بگم! اكثر وبلاگ نويسا دانشجو هستن! رئيس جمهور مملكت حالا هركسي كه ميخواد باشه بزرگترين شخص مملكته تو هر كجاي دنيا! واقعا دانشجو حق داره به رئيس جمهورش توهين كنه؟!! (اين قسمتش مربوط ميشه به اين آخرين ديدار 16 آذر) اني وي ... بحث زياده ... كه هستيم در خدمتتون...


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]