خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

یکشنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸۳

تقدير

سلام دوستان.خسته نباشيد...

اميدوارم كه هميشه شاد و پيروز باشيد...بازم ممنونم كه ميان و نظر ميدين.وممنونم كه هميشه باعث دلگرمي من هستين.

كاشكي دنيا واسه يك شب مال من بود،كاش نگات به هركي جز من واسه يك شب قدغن بود!

آره.با توام! چرا اونجوري نگا ميكني؟! بابا با خودتم ! كجا رو نگاه ميكني!! حالا چي ميشد نگات واسه يك شب مال من بود؟! هان؟؟!! بيخود چپ چپ نگاه نكن!! كجا ميري ! وايسا بقيش رو بخون!

ميخوام يه كاري بكنم شايد بگي دوسم داري،ميخوام يه كاري بكنم ديگه تنهام نذاري...

بازم بگم يا بسه! خوب پستم خراب شد كه شد! چي كارش كنم؟! ميگما كاش جاي اون كامي جون (كامپيوترت!!) بودم! نيگا ! كاري كردي كه بايد به كامي جونت هم حسودي كنم! خوب همش داره نگات ميكنه!مگه من چيم از اون كمتره؟!

درسته از تو كمترم.درسته مثه تو نيستم.درسته من اصلا هيچي نيستم.ولي از اون كاميت كمتر نميخوام باشم!‌ يا نه! فكر ميكني از اونا هم كمترم! نكنه يادت رفته من متولد ماه مهرم! نكنه يادت رفته من به هرچي ميخوام ميرسم! يا شايدم اصلا نميدونستي.ميدونستي؟! البته ميدونم كه توي اين دنيا ديگه دوست داشتن ديگه ارزشي نداره! اما كاري نكن كه هميشه حسرت چشمات رو داشته باشم!

نه،اشك من پيرهنت رو تر نكرده! نياز من هرروزديدنت نيست! منو تهديد ميكني ولي من كوتاه نميام! نميگي دوستم داري كه من بگم من بيشتر! اگه بري و بنويسي كه با يكي ديگه دوست شدي خيالي نيست.اما...

كاشكي دنيا واسه يك شب مال من بود،كاش نگات به هركي جز من واسه يك شب قدغن بود...

خوب متن بالايي كه خوندين ميشه گفت يه نامه سرگشاده بود كه شعراي مختلفي توش ميشه گفت موثر بود.ميگم ما آدما هم خيلي عجيبيم.خودمون رو ميكشيم به كسي كه ميخوايم برسيم.بعد كه ميرسيم.ازش يه چيز ديگه ميخوايم.هيچ وقت به چيزي كه داريم قانع نميرسيم.يعني همينقدري كه داريم رو هم حفظ نميكنيم! بگذريم اصلا! چي شد من اينا رو نوشتم!؟ خودمم نميدونم...

امروز يه تيكه از يه فيلم هندي (سانسور شده!) رو داشتم ميديدم! پسره داشت به دختره ميگفت كه هر اتفاقي كه ميفته لابد يه تقدير و كاري توش هست.بايد از اون اتفاق بهره ببريم! خلاصه كاري ندارم كه فيلم هنديه چي بود.چون اصلا حوصله ديدن اين چرتو پرت ها رو ديگه ندارم ولي خوب اين يه جمله خيلي برام جالب بود كه توي زندگي همه ما همينه ... يعني يه تقدير،يه اتفاق،يه حادثه ممكنه مارو از اين رو به اون رو بكنه.يا اينكه براي زنده بودن همه چيز رو مثبت ديد.زياد به اين حرفم خودم ايمان ندارم.يعني بيشتر يه شعاره.ولي متاسفانه مثه اينكه حقيقت داره. يعني مثلا من بگم كه خوب اگه ايران بدنيا نميومدم.الان اينچنين دوستايي نداشتم! اگه ايران به دنيا اومدم ،اگه اينجا اسيرم.شايد چيزاي بهتري رو ميشه ديد...

اما نه! من اصلا اينجوري نيستم.يعني هميشه به همه گفتم از اسم اميدم فقط آرزوهاش رو دارم! كه ميدونم درست هم هست.ميدونم اگه من اينجوري فكر نكنم هميشه اسير ميمونم.به هر حال اگه بخوايم هميشه به جنبه هاي مثبت زندگي هم نگاه كنيم.هميشه از زندگي كه داريم راضي هستيم و هيچوقت با اون چيزايي كه ميخوايم نميرسيم! مثلا تو فكر من اينه كه هيچ چي از اين دنيا مال من نيست! اصلا من اشتباه بدنيا اومدم!! يعني بايد يه روزي خودم رو پيدا كنم كه ...

اوه! چقده حرفاي رمانتيك زدم.اما حقيقت اينكه همه ما بايد منتظره يه معجزه.تقدير يا اتفاق باشيم و بتونيم ازش استفاده كنيم! يعني يك سال پيش اتفاقي برام افتاد كه نزديك بود الان خيلي زندگيم تغيير كنه و شايد الان كلي واسه خودم معروف بودم! اما برعكس تو اين چندين ساله خيلي هايي رو از دست دادم كه شايد تو تنهايي براي از دست دادنشون غصه بخورم ولي وقتي به آينده فكر ميكنم ميبينم اونا جز يه سري مزاحم براي پيشرفت من چيز ديگه اي نبودن! حالا هم قرار نيست براي رسيدن به آيندم كسي كمكم كنه! پس بهتره عشق هم بره پيش همونايي كه رفتن! چه خياليه! يه نصيحت كوچيك هم براي خودم هم به عنوان يه كوچيكتر! اين كه اين شاعرا يا خواننده ها ميان اينقدر از عشق حرف ميزنن! مطمئن باشيد به خاطر عشق نيست.فقط و فقط واسه پول در آوردن از احساسات مردمه! اينو خارجي ها هم فهميدن! ولي ما تو عشق هم هنوز جهان سوميم!! به هر حال ... خوب ميدونم كه يه نموره حرفاي امروزم قاطي بود و شايد هم اصلا با هم همخوني نداشت!! اما .... به قول يه بنده خدايي اني وي !! (همون به هرحال!) اميدوارم كه تقدير خوشي در انتظار همه ما باشه!

راستي يه سوال در ادامه پست قبلي!حالا چرا اگه آرايش واسه خوشگليه چرا پسرا آرايش نميكنن؟!!!!

پست امروزم يه نموره ساعتش دير شد! شرمنده!

شاد باشيد...اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]