خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

یکشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸۳

حوصلم سررفته بيد!

سلام دوستان خسته نباشيد...

امروز نميدونم واسه چي دارم پست ميدم واسه اينكه هيچ مورد خاصي نيست.اما خوب ديگه . به هر حال...

اين تابستون امسال با مشكلاتي كه برام پيش آورد خيلي خستم كرد.يعني حسابي داغون شدم. و خوب حتي از شروع امسال يه مسافرت هم نرفتم و بيشتر هم خودمو مشغول كارام كردم و با دوستام هم تقريبا قطع رابطه كردم ديگه حسابي كل زندگيمو مشغول خودش كرد.

پريروز همينطور كه داشتم كارمو ميكردمو آهنگ گوش ميدادم.رسيدم به آهنگ پيوند فرشيد امين.فرشيد امين كلا بعضي از آهنگسازي هاش بد نيست و آهنگهاي آرومش بيشتر آرامش بخشه. به هر حال... داشتم همينجور كه گوش ميدادم.ياد خاطرات شمال پارسال يا دو سال پيش افتادم.خاطرات جالبي نبود ولي من خيلي دوست دارم توي يه جاي خلوت ساحل بشينم و به دريا نگاه كنم(چقده رومانتيك!) در هر صورت اون سال هم فرصتي برام پيدا شد كه با تمام خاطرات بد اون سفر مدتي رو اونجا تو فكر خودم باشم.پريروز هم كه داشتم اين آهنگ فرشيد رو گوش ميدادم يه دفه رفتم به حال و هواي اونجا (البته هيچ ربطي نداره) و يه مقدار هم توي رويا كه مثلا اگه اينجوري ميشد، من اونجوري بودم چي ميشد كه يه دفه به سرم زد يه داستان بنويسم راجعبش.كه شايد براي اولين بار باشه از ديد يكي از شخصيتهاي داستان مطرح ميشه ولي خوب مطمئنا با اينكه كوتاهه به نظرم جالب ميشه .بخصوص كه سوژه خيلي تخيلي داره كه حالا بماند تا وقت بشه بنويسمش...

اما خوب خيلي دلم براي يه مسافرت يا يه گردش دسته جمعي تنگ شده. ولي خوب فعلا موقعيتش نيست.و خوب با شروع شدن فصل پاييز هم ديگه فكر نكنم موقعيت پيش بياد.البته من هيچوقت از مسافرت خوشم نمياد و نميومده.يعني دوست دارم هر جا هم كه ميرم سري برسم به اونجا و يه مدت اونجا بمونم .بيشتر وقتا هم كه توي جاده ميرم اگه همصحبت نداشته باشم حالم بد ميشه. به خاطر همين خوب زياد با مسافرت دوست نيستم. اما الان ديگه احساس ميكنم واقعا نياز دارم برم يه جا خودمو خالي كنم.به نوعي فرياد بزنم واسه خودم بخونم.خلاصه اگه تنها هم باشم واسه خودم حال كنم.اما خودمونيم ها زندگي هم خيلي خسته كنندس ها.همش بي حوصلگي يا كار يا بيكاري! بيرونم سعي ميكنم كمتر برم.چون دوستي كه باهاش برم بيرون زياد ندارم. از اين به بعد هم همه ديگه دنبال درس و مقششونن! و بازم دوباره روز از نو... .اينقدم اومدم جلوي اين كامي جون كه ديگه اينم از دست من خسته شده.هي فن سي پي يوش غر و نق ميكنه . مثه خودمه ديگه.خيره سرم روزي كه شروع كردم گفتم 4 تا كلمه درست حسابي بنويسم اما همش شده يا شكايت يا گله از اين و اون يا از بدبختي خودم بگم! البته هر از چند گاهي يه عزيزي يه مقدار شارژ ميكنه اما مثه اينكه باطريم هم خراب شده .شارژش زود تموم ميشه! حالا از يه طرفي هم كه ميبينم كه بچه هاي اينجا هم ناراحت هستن بيشتر حالم گرفته ميشه. عجب روزگاريه ها! نه؟!

آخ كه حوصلم سر رفته.هيچ موضوع جديدي هم برام اتفاق نميوفته كه يه ذره از اين بي حوصلگي دربيام. خوب يه خبر جديد از شادمهر هم اينكه قيمت بليت هاي كنسرت اعلام شد. به نظر شما 58000 تومن واسه يه كنسرت 3 ساعته مي ارزه؟! البته خوب اگه همش شادمهر بود مي ارزيد! اما چه كنم كه از آهنگاي معين خوشم نمياد! حالا يكي نيست بگه حالا كي تو رو برد! خوب ديگه چيزي ندارم بگم.راستي به نظر شما اسم شخصيتاي داستانمو چي بزارم؟ مثه هميشه يكي دختره ،يكي هم پسر! حرف ديگه اي نيست. اين آقاي فرشيد هم بيچاره اينقد ليلا و نسترن و سپيده و غيره كه واسشون آهنگ خوند بهش نامردي كردن اين بيچاره هم خل شده.توي موزيك ويدئو كه يه دختر خارجي زشت رو بغل ميكنه !(تا بسوزن اون نسترن اينا!!) هي هم الان تو گوش من داره ميگه :

برق انگشتر الماس تو چشات

شعر سرخ عاشقونه رو لبات

گرمي عشق يه عاشق تو نگات

به تـــــــــــــــــــــــــــــــو ميپيوندم! (كي: ايشالا اون دنيا!)

يه سوال : شما هم اگه تو حالت من باشين و اينقد حوصلتون سر رفته باشه يه روز كامل رو چه جوري ميگذرونين كه تكراري نباشه؟!

راستي داشت يادم ميرفت، به ياد قربانيان حادثه 11 سپتامبر دو سال پيش يه مين (دقيقه) سكوت لطفا!! و اگه هم دوست داريد يادي از اون جريان بكنيد يه سري به سايت  ،بخش خلاقيت بزنيد.عكسهاي متفاوتي از اون پارسال كليپ شده بود.اميدوارم كه خوشتون بياد...(يه چيز ديگه ميلم ممکن دچار مشکل بشه يه وقتی پس اگه بهم ميل زدين بعد از ۲ روز حداقل رپلای نشد! پليز ترای اگين! دانکن!!)

اين پستم يه ذره فرق نکرد؟!

شاد و با حوصله ! باشيد.. اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]