خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

جمعه ۱۳ شهریور ،۱۳۸۳

عشق دختری پسری!

سلام دوستان.خسته نباشيد...

خوب براي امروز يه چند تايي موضوع داشتم.حالا از همشون خلاصه ميگم ...

اوليش امروز تو يه جمعي بودم! چند تا بلاگي معروف ديدم!! اما جدن فكر نميكردم اين جريان وبلاگ و وبلاگ نويسي اينقد مافيايي باشه!!يعني من فكر ميكردم خوب وبلاگ يه تفريحه! و شايد يه جايي باشه براي درد دل! اما خيلي جالبه! كلي گروه و انجمن داره!! واقعا خودمونيم چقد بيكاريم بعضي هامون! حالا جالبيش اينه كه يكي واسه كامنت گرفتن خودشو ميكشه بعد اصلا براش مهم نيست كه كي براش كامنت گذاشته!! ولي من معتقدم اگه يه كاري رو شروع ميكني بايد تا آخرش وايسي .يعني اگه مثلا دوستي برام كامنت گذاشت منم ميرم با دقت وبلاگشو ميخونم و بعد نظر ميدم! كه واسه طرف يا حتي خودم اون حرف يه راهگشا باشه! آخه اين همه آدم هزينه مصرف كنه .بعد بره تو وبلاگاي مختلف نخونده نظر بده!! واقعا كه جل الخالق از دست بعضيا! به هر حال ما هم كه وبلاگ نويس نيستيم.ايشالا بزودي مرخص هم ميشيم.ولي دوستان لحظات زندگي ديگه برنميگرده كه اينجوري از دستش بديم...(با خودمم هستما!)

ومورد دوم. من نميدونم چرا اينقد از بچه بدم مياد! دست خودمم نيستا! البته خودمم بچم ولي خوب خيلي از بچه بدم مياد! اين مشكل من احتمالا برميگرده به بچگي! كه يادمه 7/8 سالم بود.بعد يه بچه فاميل هي دور و برم ميپريد! آخر اينقد اذيت كرد. منم با تموم قدرت همچين زدم تو گوشش كه پرت شد اون ور! ولي حالا برعكس مثلا اگه با دوستي باشم كه همسن خودمه! خوب خيلي وضعيت فرق ميكنه! يعني بهترين حالتشه.وقتي هم بين بزرگتر از خودم هستم.خوب سعي ميكنم بيشتر گوش كنم.چون ميترسم خوب اونام حس منو داشته باشن ديگه! از بچه بدشون بياد!! خلاصه اصلا بساطي شده! اما حالا خوب اينا در حالت بچه هايي كه يكي دو سال با هم اختلاف داريم زياد هم صادق نيست يعني يه كم هست.ولي خوب واااي بچه كوچيك كه ميبينم اصلا يه حالت بدي بهم دست ميده!! در نتيجه احتمالا به بيماري بچه تنفري دچار شدم!!

و هميشه هم سعي ميكنم خودمو با بزرگتر از خودم وفق بدم و كاراي اون ها رو ياد بگيرم. آهان.اصلا اينو ميخواستم بگم.كه امروز كه تو جمعي كه بودم از همه كوچيكتر بودم! كلي خجالت كشيدم.نميدونم چرا!! بالاخره من نتونستم تكليف خودمو روشن كنم!! به هر حال..

و اما عشق ... من شخصا هيچ وقت با دختري كه قبلا عاشق كس ديگه بوده دوست نميشم. حالا چرا؟! چون عشق پسرا يه حالتيه كه ماشالا اينقد احساسشون بالاست!! اگه عاشق هم بشن.خوب اگه كسي ديگه اي رو پيدا كنن.خوب قبليه 3 سوته يادشون ميره! ولي دخترا اينجوري نيستن .يعني دير عاشق ميشن.ناز دارن. ولي اگه عاشق بشن ديگه هيچي! هيچكسه ديگه نميتونه جاي عشقشون رو بگيره و تقريبا كاملا كور ميشن و فكر نميكنن بابا شايد اون طرف زياد هم به درد نميخوره! يا شايد بهتر پيدا شد.البته اين هم بده و هم خوب.خوب كه خوب احساسشون رو ميرسونه! واما بد ! چون ديگه آخه حدي داره عشق اينا هم ديگه! خوب اگه طرف دوستت داشت كه باهات ميموند.حالا كه گذاشته رفته يا اشكال از شماست كه نتونستيد نگرش داريد يا اينكه خوب شما رو نميخواسته! به هر حال بايد فراموش شه و گرنه زندگي از بين ميره!حالا ديشب داشتم يه وبلاگي ميخوندم.صاحبش نوشته بود كه نميدونم دوست دارم برم زير بارون!! بعد با اين همه رمانتيك بازي. نوشته بود هوووي مرتيكه الاغ بفهم كه دوستت دارم!!!! بابااااااااااااااا دوست داشتن كه زوري نيست كه. ديگه منم كه اينقد تريپ عاشقي ميزارم .اينو فهميدم كه خودمم بكشم نميتونم كاري كنم كه طرف منو دوست داشته باشه.خوب نداره ديگه! اما بازم خوشبختانه بر اين عقيدم كه خوب من كه دوستش دارم .همين كافيه! واسه يه دل تنگ و خسته!

و اما دو مورد .تا حالا اينقد شده كسي رو دوست داشته باشين كه وقتي از محله شون رد ميشيد يا اينكه به هر حال يه جايي ميريد كه شايد اونم رفته باشه.يه حس خوبي بهتون دست بده! به اصطلاح دوپينگ كنيد!!؟

راستي به اين نتيجه رسيدم كه خون خوشمزه اي دارم!!چون اين پشه ها ول كن بنده كه نيستن!(تميز هم هستما!!) ولي هي اينا ميان ميگن يه بوس بده !! منم كه تو رودرواسي گير ميكنم ميگم بفرماييد!ولي اينقداينا منو دوست دارن كه ميخوان خون من تو رگهاشون باشه!!! خوب اينقد چرت و پرت گفتم يه مطلب هم بگم كه تو اركات برام فرستاده بودن راجع به آدامس و دوستي! كه بازم هيچگونه مسئوليتي نخواهم پذيرفت.! شاد باشيد..اميد.

يك دوست مثل آدامسه!پس:

1.داشتن يه بسته آدامس بهتر از داشتن فقط يه آدامسه!

2.به ياد داشته باشيد آخره هر آدامس سطل آشغاله پس براي هيچ آدامسي قيمت زيادي پرداخت نكنين

3.هيچ وقت آدامس نميخورده كسي رو به دهن نگذاريد

4.جويدن طولاني هر آدامسي به جز بي مزه شدنش هيچ حاصلي نداره!!

5.حسرت آدامسي كه دور انداختيد نخوريد چون هميشه آدامساي بهتري پيدا ميشن!

6.ازدواج مثه قورت دادن آدامس ميمونه.هيچ احمقي آدامسشو قورت نميده!!!


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]