خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

شنبه ٧ شهریور ،۱۳۸۳

بهشت!

سلام دوستان.خسته نباشيد...

اميدوارم هركجا هستيد شاد و پيروز باشيد...امروزداشتم فكر ميكردم كه راجع به چي بنويسم.بعد ديدم كه خيلي موضوعات پيدا شد.و همون بوسه كه قولشو دادم.ولي خوب بوسه رو شايد فردا نوشتم .و حس بقيه موضوعات رو هم نداشتم.اتفاقا وقتم آزاد بود.رفتم سري به وبلاگ هاي مختلف زدم. و كامنت هاشونم خوندم.خوب اول از همه كامنت هاي وبلاگ خودم رو هم كه هميشه ميخونم. چند موضوعي نظرمو جلب كرد.كه ميگم چي بود...

خوب اولي اين كامنت وبلاگ خودم بود كه آقاي شريف نوشته بودن.يعني به نكته خوبي اشاره كرده بودن . (نه!) اين حرفيه كه خيلي وقتا باهاش مشكل داشتم.يعني نميتونم به زبون بيارم و همين هميشه باعث دردسرم شده.يعني خوب نميتونم به كسي نه بگم.دست خودم نيست.خوب يه سري افراد هم هستن كه بخوبي ازم سواستفاده ميكنند.و يادمه وقتي سريال پاورچين پخش ميشد يه موضوعي داشت درباره نه گفتن! اون روز كه پخش شد.بعدش كلي از دوستان زنگ زدن .گفتن اميد حتما اين قسمت رو نگاه كن!! (تو دلم گفتم بابا شما چه رويي دارين!! ميدونين من نه نميگم و ازم سوءاستفاده ميكنيد!!) خلاصه يه ذره تمرين كرديم بگيم نه! ديدم نه بابا نميشه! بعد هم به قول يكي خوب! توام يه وقتي به اونا احتياج داري اونام ميگن نه! (فقط من نميدونم چرا من كه به اينا نه نميگفتم و بعدش اينا به من نه ميگفتن!) خلاصه نشد ديگه! تا الان كه اينجوري شد كه گفتم! اما به نظر من .من نبايد قدرت نه گفتن رو تقويت كنم.بلكه بايد دوستاي خوبي پيدا كنم كه از اين مورد سوءاستفاده نكنن وگرنه به نظر من كار بدي نيست...

و كامنت ديگه اي كه خيلي برام جالب بود. كامنتي بود كه غزاله خانم توي وبلاگ نجمه خانم گذاشتن.اونم جريان اين بود كه نجمه خانم يه مطلبي داشتن راجع به يه شهر يا بهتر بگم روستايي.كه به بهشت توصيفش كرده بودن. و كامنت غزاله خانم اين بود كه هرجا كه آدم تو رفاه و امكانات باشه اونجا بهشته! واقعا لذت بردم! آخه خيلي قشنگ بهشت از نظر من هم رو تو اين جمله كوتاه تعريف كردن. اما واقعا درسته.اونجايي كه آدم تو رفاه و امكانات باشه.اونجا خود بهشته! مهم نيست دريا و جنگل داشته باشه يا نداشته باشه! مهم نيست كه اسم شهر تهران باشه يا تورنتو!! مهم اينه كه جايي باشي كه بتوني با رفاه كامل زندگي كني و هروقت كه دلت ميخواد به امكانات دسترسي داشته باشي.يعني تو جامعه ما اين چيزاست كه لازمه! خوب هميشه به خودم ميگم كاش منم متولد اروپا بودم!! حالا يه قسمتش به خاطرش امكاناتشه.ولي يه قسمت به خاطر زبونشه.خوب آدم اگه از بچگي زبون مثلا انگليسي رو ياد بگيره يعني زبون مادريش باشه خيلي فرق ميكنه با اينكه طرف تمام عمرش هم زبان بخونه!و خودشو از شر دوگانگي زبان خودش و يك كشور ديگه خلاص كنه! تازه هركجا بره اين دردسر بيشتر ميشه!يعني من فكر ميكنم كسي تا سالها توي يك كشور اروپايي زندگي نكنه با هزار تا كلاس اينا هم نميتونه اون زبون رو ياد بگيره.به هرحال هر زباني يه سري اصطلاحات خاصي براي خودشون دارن...حالا برسيم به همون امكانات.امروز داشتم يه فيلمي ميديدم از يكي از تي وي هاي آلمان.خوب اين درباره زمان جنگ جهاني بود!و زندگي يه دختر.خوب من گفتم واي اگه من اين زمان اگه تو اروپا به دنيا اومده بودم.اصلا چه جوري ميتونستم زندگي كنم!يعني اون موقع اصلا نميتونم درك كنم كه تفريحشون چي بوده؟!! اصلا غير قابل تصوره.يا نه اصلا همينجا تو ايران اگه توي فيلم هاي قديم هم نگاه كنيد تنها تفريحشون يا سينما بوده يا رقص!! واي چقد خسته كننده!! اما بازم ميگم خوشا به حال بچه هاي آينده.بازم از ما پيشرفته ترين! يعني اونا دارن تو بچگيشون ميرن تو اينترنت! ما بچگيمون يا فوتبال بوده يا كارتون يا خاله بازي!!! :) كه ديگه كم كم آتاري اومدو ... .اما خوب يه مورد ديگه اي هم هست كه ما اروپايي ها اينقد پيشرفت كردن و ما هنوز اندر خم يك كوچه ايم.همش تقصير.اين قديمي ها ماست... اگه يه كم برگرديم عقب! به تاريخ. مثلا.اون موقع كه اديسون و گراهام بل! داشتن اختراع ميكردن .ايراني ها داشتن ليلي و مجنون و شيرين و فرهاد !! مينوشتن! يا چميدونم چون سيبيل ناصرالدين شاه بزرگه! بايد توسط ميرزا قلي ! باقالي !خان! كشته بشه! بعد از اون هم كه همون زمان شاه!حساب بشه!اون وقتي كه تلويزيون و دوربين اختراع شد ! مردم ايران دنبال قسمتهاي سانسور شده بودن كه ... . يا بازم از اون پيشرفته تر! اون وقتي اروپايي ها .جاهايي مثه ديسكو يا غيره رو بوجود آوردن براي تفريح بعد از كارشون.ايراني ها كارشون اين شد.كه از صبح تا شب! تو اين به اصطلاح كاباره ها روونه شن و مشروبات خارجي رو نوش جان كنن و بعد ... . و اصلا به فكر اين نبودن كه بابا يه ذره هم به كشورت .به خودت.به بچت فكر كن .بعد هم كه اومدن فيلم ساختن واسه سرگرميه مردم مثلا! هيچي ! آقاي بهروز وثوقي وقتي ناراحت بودن ميرفتن مغازه مشروب فروشي! وقتي حال نداشتن.قليون و ترياك! وقتي خوشحال بودن داشتن ميرقصيدن و نوار عهديه!! ميذاشتن رو فيلمشون و ايشون لب خوني ميكردن!دوربين هم كه ماشالا ! از پروپاچه خانم رقاص كاباره بالاتر نمياد!! الان هم كه ميبينيد.مردم ميرن سينما! كه آقاي گلزار! يه بچه مدرسه اي رو توي بوتيك تور بزنه! و مردم هم هي منتظر كه كي اين بچه مدرسه ايه.ميگه من حاملم!! يا اينكه بگه مشكل دارم! يا ... .! بعد هم كه فيلم تا 60 هفته نقل مجالس ميشه و بعدم واسه اينكه دلمون رو خوش كنيم .ميگيم خوب اروپايي ها! فيلم سكسي دارن!! ديگه نميبين كه حتي دوست شدن دختر و پسر توي فيلم هم در حد استاندارده! ازفيلم تايتانيك هم از كل فيلم كه نشون وفاداري و اينا ميده! همه به فكر اون تابلو هستن كه جك از رزا كشيده!! چه ميشه كرد... از موضوع منحرف شديم.فقط اينم بگم كه كسايي هم كه بخوان زندگي بهتره واسه آينده خودشون و ديگران درست كنن .ميگن نخير! شما بايد تو اين خراب شده بموني!‌ دو سال از زندگيت حروم بشه! بعد هم مثه مردم عادي زندگي كني! چون پيشرفت حرامه!! ... شايد اگه شد بيشتر راجعبش صحبت كردم.در هر صورت بهشت اونجاست كه غزاله خانم گفتن. نه ... .بگذريم...(شايد ادامه داشت!)

هميشه شاد باشيد...اميد...


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]