خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

پنجشنبه ٢۱ خرداد ،۱۳۸۳

افسردگی روزگار

دوستان سلام.خسته نباشيد همگي. اميدوارم روزاي خوبي در پيش داشته باشيد ...

مطابق معمول برسيم به كامنتا تا بگم امروز چي شد...

خوب اول سارا خانم .نه ممنون.شما بفرماييد!!!(راجع به كتك!) راستي منظورت از اين مردك آقاي مارك بود؟ بعد مردم شاد باشن اصلا به من چه مربوط!!

بعد هم اين استنلي ميدونم ماله قرار بلاگي بود كه من يه بار هم پاكيدمش ولي چيكار كنم حالم از اين جمله بلاگ خوبي دارين به هم ميخوره اينم بازم اومده نوشته!!

و كسري! هه ! از تو!! كتك! كوچولو چند سالته؟!!

و مينا خانم. مرسي در مورد شعر. حالا با همين كاميون شما دو بار رد ميشم مشكل حله! بعد هم بابا خوبه من گفتم كار و درستون رو يه روز بزاريد كنار! منظورم با شما كنكوريهاي محترم بود ديگه وگرنه ميگفتم كار وزندگي! (حالا نه اينكه عصر 5 شنبه شونصد تا تست ميزنين!!) اما از رو جنيفر هم نميتوني رد شي! چرا؟ چون بيني محترم 6 بار عمل كردشون بازم گير ميكنه زير كاميون!! و يه توضيح بدم اول اسم اين قرار وبلاگيه.تازه شما كه بلاگ داشتين .بعد حالا به هر حال ايشالا تو كنكور موفق باشي خانم مهندس!

و دوباره سارا خانم. بازم سو استفاده شعري!!!

و خانم لي لي بيت .خوب از بابت قرار كه حيف شد. شما اگه مثه كسري تنظيم برنامه داشته باشي 3 سوته تموم ميشه! متن رو هم خواستم امروز بنويسم همه چيزش هم آماده بود ولي خوب به دلايلي كه توضيح ميدم پشيمون شدم. حالا تا به قول شما بعدن. شما هم تو امتحانا موفق باشين

و نگار خانم خوب بله زلزله نيومد ! يه ذره عجيبه ولي هنوز تبش نخوابيده ! يعني ممكنه ....ضمنا از كجا معلوم زنده ايم؟! البته خوب اينجا كه بهشت باشه من خودكشي ميكنم!!! از بابت شعرم ممنون .گرچه نصفه بود. ميخواستم بقيشو هم بزارم ولي خوب ... . به هرحال خيلي خيلي ممنون.لطف دارين شما...

و بازم سارا !!‌ من نميدونم كامنت كي رو پاك كردم؟!!

ستاره خانم.خوب به هر حال بازم ممنون كه با اين زحمت اينجا كامنت ميدين.ايشالا كامپيوتر خودتونم درست ميشه.خوب مسافت هم كه ديگه گفتين دوره پس نميگم كاش تشريف ميووردين! فضولي هم نميكنم! اگه شد هم چشم تعريف ميكنم.

كسري .شما به بيننده هاي من چي كار داري كه شعر ميخوني با اسمشون.!! آخ جون ميداد اون كليپ كه بعدن بهت ميگم رو ميزاشتم. ولي نذاشتم چون حالش رو ندارم و هم چون باهات هماهنگ نكردم ديگه! چه كنم آخر معرفتم!!

و امروز خوب امروز (يا بهتر بگم ديروز!) نميدونم چرا با اينكه هزار تا كار ريخته بود سرم ولي اصلا حوصله هيچ كاري رو نداشتم .آخرم دونه به دونه همه از دستم شاكي شدن. منم واسه اينكه بسوزن!! موبايل رو خاموش نكردم تا ميتونن زنگ بزنن! اصلا به من چه! وقتي من حوصله ندارم كار و بار بيخيال !

نميدونم چرا امروز اينطوري بودم .با اينكه با يه عزيزي چت كردم . (گرچه خودش كلي حالم گرفته شد!) و همينطور با يه عزيزي تماس گرفتم بازم اون منو تحويل گرفت يه مقدار بهترشد. بعدم كه يه تماسي گرفتم با كسري .ديدم كه اي بابا ! كسري هم از من انگار بي حوصله تره! خلاصه يه ذره سر به سر سوژمون گذاشتيم ولي بازم حالم جا نيومد .نميدونم شايد ماله اين اتفاقيه كه همين امروز يعني 5 شنبه بعد از ظهر (بعد از جريان قرار) قراره واسم بيوفته! چقد بده آدم بدونه كه يكي ميخواد اذيتش كنه ولي نتونه كاري كنه .واقعا نميدونم من چه گناهي كردم .بيخيالش يه طوري ميشه بالاخره!

خوب امروز هم كه قرار وبلاگيه! خوب كسري كه احتمالا يه سري ميره! منم خيلي دلم ميخواست حداقل به بهانه آشنايي با يكي برم كه اگه كسي اونجا تحويلم نگرفت حداقل با اون باشم. ولي خوب از بچه هاي اينجا كه كسي نمياد. تو وبلاگي ها ديگه هم كسي رو نميشناسم.يعني ممكنه بشناسم ولي صميمي نيستيم. خلاصه نميدونم شايد اصلا امروز نرفتم. نميدونم حالا ببينم چي ميشه! اگه احتمال 5 درصد رفتم شايد تونستم بنويسم جريان رو شايدم نه!

اما خوب با استقبال زيادي كه از بلاگ شد!! همه ميخوان برن ديگه! مينا خانم كه گفت تا 14 ام! خانم هاي بلفي و لي لي بيت هم كه تا 3 تير! بهناز خانم هم كه ديگه گرم درسه سراغي نميگيره! ميمونه سارا خانم كه خوب بعضي مواقع صحبت كوچيكي داريم. كسري كه خوب اون كه هيچي ! ديگه دقه به دقه مزاحمش هستم. مهسا خانم گل هم كه حالا ايشالابراشون كامنت ميدم و ... . و خانم ستاره كه هم كه تازه ملحق شدن با ميل اگه دوست داشته باشن ارتباط دارن. پس ديگه فكر نميكنم دليلي براي آپ كردن اينجا داشته باشم. نميدونم شايدم آپ كردم ولي خوب الان آمادگي خداحافظي رو ندارم ولي حالا يه چند روزي با تاخير يا به يه سري چرت و پرت مثه اين متن اختصاص بدم .به هر حال همه اميدوارم تو كار و زندگيشون موفق باشن. خوب منم كه فعلا دارم از اين ور به اون ور هي ميپرم بلكه اين مشكل سربازيه حل بشه زودتر از اين بلاتكليفي در بيام .يا حالا مطمئن شم موقت نميشه دوباره برم سراغ دانشگاه! يا اينكه درست بشه زودتر تا زلزله نيومده نمورديم زحمتو كم كنيم بريم اون ور آب ! بلكهيه كاري اونجا انجام بدم .اصلا نميدونم آينده چي ميشه. كم كم دارم افسردگي ميگيرم. از يه طرف تنهايي. نگراني آينده .بلاتكليفي. همش جنگ و دعوا و... خلاصه منم مثه اينكه دارم به جمع افسردگان ملحق ميشم.راستي يه چند تا خبر علمي بدم . اول اينكه 40 درصد از جوانان كشور به دليل كنكور به افسردگي مبتلا شدن.(واقعا چي بگه آدم!؟!) دوم اينكه 57 درصد زنان ايراني چاق هستند!!( اين ديگه خيلي فاجعس!!!) قابل توجه اينكه تو انگليس واسه چاقي هم ماليات گذاشتن ! (آخرشه! من بودم به مسئولين حتما جايزه ميدادم!!) ديگه اينكه بر اساس تحقيقات مترو يكي از امن تر جاهاي مقاوم در برابر زلزله در تهرانه! و خبر جالب ديگه اينكه در توجيح اينكه چرا در هيئات رئيسه مجلس از زنان استفاده نشد! اين بود كه آقايون گفتن .مگه ميشه ما از صبح تا بعد از ظهر بشينيم تو چشم اين خانما نگاه كنيم!!! (هركي ندونه فكر ميكنه اين بيچاره ها تا حالا اصلا زن نديدن!!‌ چه برسه به اينكه بعضيا ماشالا حرمسرا درست كردن!!!) بگذريم .خوب من نميدونم كسري چرا هميشه وقتي چيزي رو ميخوام بنويسم قبلش فكر منو ميخونه و يه چيزي شبيه اين متن منو مينوسه!! مشكوك ميزنه! حالا واسه امروز يه شعر دارم از انريكو . از آهنگ قهرمان !‌ ميخواستم وقتي اينو بزارم بگم چرا ياده اين آهنگ افتادم و چه خاطره اي باهاش دارم و همينطور يه ترجمه و تفسير هم از خودم بزارم كه از حوصله شما خارجه.پس هرجا هستين موفق و شاد باشيد

Hero

Let me be your hero

Would you dance,
If I asked you to dance?
Would you run,
And never look back?
Would you cry,
If you saw me crying?
And would you save my soul, tonight?

Would you tremble,
If I touched your lips?
Would you laugh?
Oh please tell me this.
Now would you die,
For the one you love?
Hold me in your arms, tonight.

I can be your hero, baby.
I can kiss away the pain.
I will stand by you forever.
You can take my breath away.

Would you swear,
That you’ll always be mine?
Or would you lie?
Would you run and hide?
Am I in too deep?
Have I lost my mind
I don’t care...
You’re here, tonight

موفق باشيد

اميد.


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]