خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

جمعه ۱٥ خرداد ،۱۳۸۳

شما شاد باشيد!

دوستان سلام.خسته نباشيد...

حالا هرجا كه هستي باورم كن بدون با ياد تو تنهاترينم بدون با ياد تو تنهاترينم . هنوزم زير رگبار ترانه كنار خاطرات تو ميشينم. تو رفتي بي من اما من دوباره دارم از تو براي تو ميخونم سكوت لحظه هاي تلخو بشكن .نزار اينجا تك و تنها بمونم...

كامنتها رو جواب بدم تا ...

احمد آقاي عزيز مرسي از لطفت اگه واقعا بلاگم رو خوندي .مرسي ...

و خانم لي لي بيت خوب گفتم ديگه اشتباه كردم. خوش به حال اين آقاي جوجه! چه جراتي داره!! ضمنا دانشگاه شما احتمالا آدم فرهنگي و لندني !! توشون وجود نداره! البته همه فكر ميكنن تا وقتي رفتن دانشگاه به جاي اينكه وقتشونو رو وبلاگ و اين حرفا بزارن بران سراغ همكلاسيها بعد 4 سال تازه ميفهمن اشتباه كردن ولي متاسفانه كار ازكار گذشته ! بلا نسبت شما ! با يه دختر لوس و نونور و بسيار زشت همكلاسي دوست شدن كه مجبورا موقتا تحملش كنن!!(90 درصد چنينه!)

و مينا خانم واقعا خوش به حالت كه در وبلاگ رو تخته كردي وگرنه مثه بعضيا (خودشون ميدونن!!) شايعه براشون درست ميكنن كه قرار مزدوج بشن!!! جمله هم قشنگ بود.منظورم اين بود كه عجب پشتكاري دارين. ضمنا من قبلا واسه سارا 14 ساله!!! يه عروسك گرفتم تازشم باربيه!!!(ورژن فارسيش ميشه همون سارا خواهر دارا!!)

و كسري ! ايشون متاسفانه وقت پاسخگويي به شما رو ندارن! شما مهر 3 سال ديگه بيا يه كاري برات بكنم!

و سارا خانم.ميبينم كه شمشيرو از رو بستي ! بوي خيانت هم كه مياد! خيالي نيست! خانم لي لي بيت هم ميخواد كسري رو بكشه !! منم با ايشون شريكم!پس اعلام جنگ!!(جهاني مدل 3 تريپ نسل سوم!)

و نگار خانم منظور من اين بود كه كسي كه ميخواد كامنت بده متن رو بخونه نظربده! يعني اينكه حداقل وانمود كنه كه خونده.اونم راهش اينه كه راجع متن نظر بده نه اينكه بگه خوب مينويسي يا وباگ قشنگي دارين!!

اين كامنت تبليغه هم كه كسري خوب جوابش رو داد. دروغگو ايشالا بميره!!

خوب امروز حسابي داغونم.يعني يه وجب از داغون اون ور تر! ولم كنن هم ميشينم تا فردا صبح گريه مي كنم. به خدا خيلي سخته نتوني درمورد كسي كه ميخواي چيزي بنويسي .حالا اين هيچي .چقد ناراحت ميشين اگه بعد از دو هفته نگراني از حال كسي كه دوسش دارين بياد بگه از قصد بوده و متهم كنه به كاري كه انجام داده يا نداده كه نمي دونين چيه! حالا اين اصلا مهم نيست .مهم اينه كه همينجوري بدون جواب بزاره بره! حالا واقعا ببينين چه قد سخته مجبور باشين به كسي كه دوسش دارين نتونين بگين به خدا من تو دنيا فقط تورو دارم.دوست دارم.چه اشكالي داره يه دوستي ساده عاشقانه باشه.اصلا بيخيال ميدونم نه ميتونم منظورمو كامل بگم.بيشتر از اينم ممكن سوءتفاهم بشه! فقط اينو ميخواستم بگم كه خيلي نارحتم.دلم تنگه.نميدونم چه جوري حتي صحبت كنم. واقعا آينده چي ميشه؟! اين روزايي كه مثه برقو باد ميره و ديگه هيچ وقت تكرار نميشه.روزاي خوبي كه ميشد با هم بودنو تجربه كرد.روزايي كه ميشد شادتر از اين بود. به هر حال من عادت ندارم دوستامو ناراحت ببينم.يعني دوست ندارم. راستي يه چيزيم كه هميشه يادم بره بگم از بي اعتمادي متنفرم.يعني كسي كه بهش اعتماد كردم اگه قرار باشه با بي اعتمادي جواب منو بده .ديگه جوابش رو نميدم. ميدونم ممكنه منظوره حرفاي منو همه نفهمن ولي اونايي كه شايد بخونن شايد فهميدن... خوب ازشادي دوستام هم خوشحال ميشم. حتي مثلا دوستي يه روزم شاد باشه.منم با همه ناراحتيام براش آرزوي شادي ميكنم. براي شما دوستاي خوبم هم يه متني رو آماده كردم البته از جايي برداشتم با يه ذره اين ور اون ور كردن... منم برم يه مقدار فكر كنم.گريه كنم تا شايد بفهمم چرا وقتي گناهمو نميدونم بايد محكوم بشم...روزگار غريبيست نازنين...

اولين مطلب سير تكامل (مخصوص دختر خانوما! چون مقدما اول گفتم .بيخودي شاكي نشين ماله پسرا رو تو پست بعدي ميزارم!!)

خصوصيات دختر خانمها از 14 تا 28 سالگي ... سن 14 سالگي(قابل توجه سارا خانم!!!): تا پارسال هر كي بهشون مي گفت: چطوري؟ مي گفتن: خوبم مرسي! حالا ميگن: مرسي خوبم! سن 15 سالگي: هر كي بهشون بگه سلام ، ميگن: عليك سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه كاري و رنگ آميزي و ...!)(همچنان قابل توجه سارا خانم!!!!) سن 16 سالگي: يعني يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم مي خوان خودكشي كنن! ... شوخي هم ندارن! سن 17 سالگي: نشستن و اشك مي ريزن! ... بهشون بي وفايي شده! ... (كوران حوادث!) سن 18 سالگي: ديگه اصلا عشق بي عشق! ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي كنن! سن 19 سالگي: از بي توجهي يه نفر رنج مي برن! ... فكر مي كنن اون يه آدم به تمام معناست! سن 20 سالگي: نه ، نه! ... اون منو نمي خواست! ... آخرش منو يه كور و كچلي مي گيره! مي دونم! سن 21 سالگي: فقط 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن! فقط! سن 22 سالگي: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلكرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ كه چي نباشه!) سن 23 سالگي: همه ء خواستگارا رو رد مي كنن! سن 24 سالگي: زياد مهم نيست كه چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزي كه نرسيديم برسونه! سن 25 سالگي: اااااااه! پس چرا ديگه هيچكي نمياد؟! ... هر كي مي خواد باشه ، باشه! سن 26 سالگي: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله! سن 27 سالگي: آخيـــــــــــش! سن 28 سالگي: كاش قلم پات ميشكست و خواستگاري من نميومدي!!!

و حالا فرض كنيد تو كشورهاي مختلف بخوان 4 الي 5 نفر دور هم بشن به نظر شما چي كار ميكنن!!؟

حتما\" براي خيلي از شماها پيش اومده كه وقتي با 4-5 تا از دوستانتون يه مدت توي خيابون به صحبت ايستادين ، مورد گير نيروي انتظامي واقع شدين... پس نتيجه مي گيريم كه توي سرزمين ما وقتي 5 نفر دور همديگه جمع ميشن 110 رو نا آروم مي كنن!... ولي جاهاي ديگه ? دنيا وقتي 5 نفر دور همديگه جمع ميشن ..... توي آمريكا ، با هم مسابقه ميدن! توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن! توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن! توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن! توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن! توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن! توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن! توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن! توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن! توي امارات متحده ي عربي ، 4 نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن! توي ژاپن ، هيچوقت 5 نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل 3 نفرشون كار دارن! توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن! توي كوبا ، هر وقت 2 نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن! توي سوريه ، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن! توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن! توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن! توي ايران ، غير از ترسوندن 110 كه اون بالا گفتم ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن يا به يه جلسه ي سخنراني حمله مي كنن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و 4 نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت (قابل توجه خودم!) راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ دسته جمعي مي سازن يا ................

همگي شاد باشيد ...

اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]