خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

سه‌شنبه ٥ خرداد ،۱۳۸۳

ای زمونه بد!!

دوستان سلام... خوبيد؟ همگي خوب باشيد ايشالا ! شاد هم باشيد البته! خوب ميبينم كه هيشكي باز حال مارو نپرسيد. خيالي نيست!

ندارد برگ گل طاقت. هجوم خشكسالي را. كسي ديگر نمي فهمد غم دستان خالي را. در اين دنياي وانفسا كه شيطان حكم ميراند .دريغا درد انسان را كه ميفهمد ؟ كه مي داند؟

همچنان كامنتا . تا بازم توضيح بدم....

آقا اين مسافر كه اومده اينا رو نوشته ، تابلو تبليغيه! ولي اصلا حال نداشتم تا آخرشو بخونم! تا همون جاشم كه خوندم ! گفتم : نمنه!! بي زحمت يكي ترجمه كنه تو حداكثر يك كلمه بگه!

و خانم لي لي بيت! راستش همه اشكال اين دوستي ها از شروع شدنشه! يعني اينكه چه جوري شروع بشه كه تموم نشه! البته صد در صد باهات در مورد بي جنبگي و اينكه تو مغز دختر پسر ايراني نميگنجه موافقم! البته من و شما كه بچه لندنيم!!! (البته + بهناز + مينا + بخصوص سارا !! خانم و يه نموره كسري!!! و دوستان و عزيزان ديگه!!!‌) و

سارا خانم باهوش!! شما اصلا تيكه نندازي نميشه !!! موفق باشي.آبي.قرمز.مشكي .صورتي .گل بهي!!و پايدار!

و كسري! كسري حالا مجبوري حال آدمو بگيري عزيز هه!! البته مطلب خوبي رو اشاره كردي!چون من واسه نوشتن اين متنام حداقل يك ساعت و نيم وقت ميزارم و واسه همينه كه بعضي موقعها غلط تايپي خيلي دارم! اما خوب واسه دل خودمه.من هر مطلبي رو مينويسم خودم دو بار لااقل بعدش ميخونم. ولي باشه چشم .كمتر مينويسم! اما هي مجبورم بگم اين باشه بعدا! خود دانيد!

و مينا خانم .يه مقدار از ايشون ياد بگيريد چه قد كامنت ميده كلي ذوق ميكنم! منم اول جواب سوالت! اين چمچش معنيش همون چندش ميشه! ولي اينو خانم رويا خانم (جزيره هيچستان!) خواهر خونده سابق كسري ميگفت! كه ديگه ما هم ياد گرفتيم! ضمنا اون پسره چلمنگ تشريف داشته اما دختره هم مثه اينكه بله! خوبه ميگي دخترا پروانه اين!! (به قول بامشاد: هه هه هه!!) در مورد اين خوابه هم بزار بعد صحبت ميكنيم! يعني پست بعد چون حرف دارم در موردش! ولي خواهشا لاله اسكندري نه! متنفرم ازش ! هم از اون و هم خواهرش!‌! واي چمچشم شد!

و بهناز خانم كه خوب يه نمه جوابت همون جواب كسري! بعدم همين كه من ميتاپم خودش خلاقيته!!

. و نگار خانم. بابا چرا همه  گير ميدين به پسره! البته شما اگه يکی دو تا پست های قبلی رو بخونين! متوجه ميشين پسره واسه اينکه ايششش!! نشنوه مجبور بوده خجالت بکشه!!(متوجه نشدين؟! توضيح ميدم!!) 

بريم برسيم به چرت و پرت هاي امروز! اول اينكه يه تحول بزرگ تو وبلاگ انجام شد! اول ورداشته شدن آهنگ اين پسره ... ! كه فكر كنم فقط كسري آلبومش رو گرفته! و جايگزين صداي نسلي كه او را ميخواند: بامشاد پهن فر!!

خوب واي واسه بحث امروز اصلا وقت نيست .يعني نه وقت و نه جا! حالا يه كم ميگم. بقيش باشه واسه بعد.

خوب شعر بالا رو كه خوندين. خوب تو اين چند وقته از شبكه پنجم سيما دو تا فيلم راجع به مشكلات جون ها پخش شد. اول دوران سر كشي كه فوق العاده بود و بچه ها خيابان . حتما توجه داشتين در اين قسمت مشخص شد كه شهروز كشته شد و ... ! بحث ما اينجاست. ميدونين تو جامعه ما چقد از اين شهروز ها و نادين ها زيادن! تا حالا كسي توجه كرده! اين فيلم ها ممكن تاثير مختصري داشته باشه! ولي بشتر از اون تاثيري كه بچه هاي خيابان بر روي جونا داره بزرگترا رو بيشتر حساس و همينطور باعث بيشتر شدن اين نادين ها و شهروز ها ميشه! يعني يه نتيجه اخلاقي بر عكس! البته اينو بگم كه ضعف فيلمنامه و كارگرداني و بازيگران از جمله بازيگر نقش سپيده كه وقتي ميخواد گريه كنه انگار داره آب نبات قورت ميده!! معلوم نيست فاميل كدوم يكي از پشت صحنه فيلمه! خلاصه همه و همه دست به دست هم داده كه يه فيلمي داشته باشيم كه ميشد از اين بهتر باشه! به نظر من دوران سر كشي با تمام حذفياتي كه به خاطر دختر بودن نقش اول و مشكلاتي نمايشي داشت بسيار بهتر و تاثير گذار تر بود! وخيلي جالب بود مسئولين نمي خواستن اينجوري باشه! يعني داشتيم با رامين بهنا . آهنگساز اين مجموعه كه صحبت ميكرديم بخث بود چرا آهنگ آخر فيلم كه حامي ميخوند حذف شد! مشكل اينجا بود كه فيلم بيشتر از اوني كه بايد تاثير گذار ميشد!! واسه همين مجوز پر!

خلاصه نقش اول فيلم كه فكر كنم اسمش آخر مژده بود! (البته فكر كنم اشتباه ميكنم!) سرگذشت تلخي از بسياري از دختراي ايراني بود.كه بر خلاف آنچه تصور ميشه نيستند و ... . تا حالا شده تو خيابون دختري ببينيد كه كمي وضعش مشكلات داشته باشه!! و پيش خودتون لااقل يه مقدار بهش فحش بدين! البته اين در بين دخترا كمه ! يعني ممكنه دخترا حس كنند ولي بهش چيزي نميگن! اما بارها و بارها ديدم كه حتي اونايي هم كه اصلا ادعاييشون نميشه تا يكي به اين شكل رو ميبينن شروع ميكنن به فحش دادن به طرف! حرف من اين نيست كه كار شخصي كه خيلي خيلي خيلي ببخشيد تن فروشي ميكنه خوبه! ولي خواهشا كاش يه مقدار فكر كنيم ! تو يه مصاحبه كه با يكي از اينها انجام شده بود وقتي دليل اين كار را ازش پرسيدن گفته بود : من دانشجو رشته پزشكي ام. چي كار كنم .مجبورم .از شهرستان اومدم و خانوادم نمي تونه خرج دانشگاهمو بده !!( تفسير من :آقاي قلمچي چه بلايي سر مردم آوردي!) بعد از ايشون پرسيدن خوب تو آرزوت چيه؟! گفت شهر ما احتياج به دكتر داره .فقط آرزو دارم دكتر بشم و برگردم شهرم به مردم خدمت كنم! پرسيدن : آيا فكر نمي كني خدا از اين كارت ناراحت بشه ؟! گفته بود: من بايد چي كار كنم كه ميخوام دكتر بشم و به مردمم خدمت كنم آيا خدا نمي بينه! كاري هم كه نتونستم پيدا كنم! واقعا بايد چي كار كنم ؟!!

شرار آتش عصيان گرفته دامن مارا .بيا و با نگاه خود بگير از ما غم مارا...

كاش ميتونستيم كمي هم اطرافيان خودمونو درك كنيم. حالا مثلا فرض كنبم حرفهاي ايشون دروغ بوده.بزاريد يكي ديگه بگم.من دوستي دارم كه كار بازاريابي اينترنتي رو انجام ميده. خوب ايشون يه كمي شيطونه و با يه همچين شخصي در ارتباط بود! حالا ... . دختري كه ايشون باهاش در ارتباط بود بر عكس بالا كاملا پولدار بوده وبه خاطر اينكه تو جونيش به زور دادنش به يه پيرمرد حالا اينم دست به اين كارا ميزنه! اين خانم از دوستم كارت اينترنت هم ميخريد! ولي دوستم به خاطر اينكه نمي دونست پولش چه جوريه هيچ وقت ازش پول نمي گرفت. اين دفه دختره علتش رو فهميد. يه لحظه بهش گفت ببين .اون پولايي كه ميبيني من ميگيرم رو واسه وسائل آرايش و ... خرج ميشه! من تو يه آژانس هواپيمايي هم كار ميكنم! نترس اين پولش رو از اونجا دارم بهت ميدم!! راستش من خيلي خجالت كشيدم ! كه چرا ما در موردش اينجور فكر كرده بوديم ...

خدايا ... منو ببر جايي كه مرز حيات خونه هاي سنگي و سيماني نيست!

منو ببر جايي كه در نقش عشق نشوني از رنگ بي ايماني نيست.

جايي كه نگاهشون گرچه پر از غمه ولي گرمه.

چشم دختراش مثه چشم آهو پر از شرمه

داشتم ميگفتم. واقعا نبايد زود در مورد هر كس تصميم گيري كرد! اما اينم هست كه تو جامعه ما گرگ زياده .گرگ هايي كه فقط به دنبال يه طعمن.اونم از راه عشق. يكي از جاهاش همين چت روماس! راستش من هركس رو كه ببنيم خواهش ميكنم تو چت روما نره.واقعا خيلي خراب شدن.من تقريبا يه 4 سالي هست حتي يك ثانيه هم تو اين روما نرفتم! البته يادمه آخرين بارهايي كه ميرفتم واقعا يه چند نفرو نجات دادم(نمي خوام تعريف كنم از خودم!) ولي من يه مقداراون موقع ها تو كار هك بودم و رو كامپيوتر هاشون مسلط ميشدم. ميديدم كه دارن كه با كي چت ميكنن و چي ميگن. بارها ديدم كه بعضيها چه حرفهايي به دخترا ميزدن و چه نقشه هايي براشون داشتن.فكر كنم اگه يكي از عكسايي كه از كامپيوتر يكي از اينا رو بذارم فكر ميكنم بهتر متوجه بشيد.حالا ميزارم. اما حالا اينا رو گفتم يه موقع فكر نكنيد با همه چي مخالفم نه .اتفاقا. ولي بحث سراينه كه ميگم دختر و پسر با هم برابرن! اگه من هر غلطي ميكنم به قول عزيز دل برادر دنبال آفتاب مهتاب نديده نباشم. و يا حداقل...

يه موردي هم بود كه حتما بايد بهش اشاره كنم .يعني يه داستاني داره كه واقعا هم دوستاي منو بشناسيد و هم بدونيد چرا حاضرم تنهايي رو به بعضيها ترجيح بدم. خيلي شد.حالا حتما يادم بندازين بگم. چون الان بگم باز صدا كسري در مياد من امتحان فلان دارم ... و يه معذرت خواهي بكنم دوست نداشتم زياد در مورد اين مسائل توضيح بدم ولي حيفم اومد.پس منو ببخشيد . و بگم اين ماجرا همچنان ادامه دارد تا ببينيم در پست بعدي يه نتيجه گيري اخلاقي بكنيم...

سوار مركبي از نور بيا با بيرق توحيد بگير از ما شب ما را به تيغ شعله خورشيد ...

(ترانه برگ گل .شادمهر عقيلي)

شاد و پيروز باشيد...

قربان شما

اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]