خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳

ترانه ها قصه ای از زندگی ما هستن

دوستان سلام.خسته نباشيد.اميدوارم همگي خوب باشيد...

نگو طفلي دل سپرده يه نفر دلش رو برده.بگو چون عاشقه قلبش تا به حال از غم نمرده.ميدوني! زندگي سخته.بار حرف زور زياده.اون كسي برده كه قلبش رو به دست غم نداده.نگو طفلكي منم من! من شهامتم زياده.هيچكسي هنوز تو دنيا مثه من كه دل نداده ...

برسيم به كامنتا تا بگم... شايد تو همين كامنتا مشخص شد ...

اول خانم لي لي بيت! خوب با همه نظرات موافقم بخصوص اينكه ما كه بخيل نيستيم .بزار خوشبخت شه!

و مينا خانم. خوب خانم مهندس! كي ايشالا شيريني قبولي رو ميخوريم؟!بقيه ماجراي اين خاله سوسكه رو هم مينوسم چشم. ولي خاله سوسكه هم الان داره ميخونه بره دانشگاه! ميگي نه؟! وايسا بنويسم خودت بخون.ضمنا جوكه رو هم خودم فهميدم.هيچكسم بهم كمك نكرد!!!

و بهناز خانم بابا دو دقه به قول دوست كسري واستا!!!! ميرم! بعدم هركي زرنگتره اول ميشه!!

و مهسا خانم خوب يه توضيحي در مورد ايشون بدم راستشو بخواين قبلا فكر ميكردم من از همه مهربونترم!!(از خود راضي!!) اما بعدش فهميدم ايشون از منم مهربونترن! اما واقعا تعريف نيست .بلكه حقيقته! ولي چون من اين وبلاگ رو بر پايه انتقاد شروع كردم و همينطور راستي شروع كردم.ديروز بعد از يه صحبت كوتاه ديدم رو استاتوسشون نوشته شد ! ايشش!!! (سوءتفاهمه حتما!) به هر حال همه كه نبايد از هم خوششون بياد.به هر حال اگه منظورشون سرزدن به بلاگشون بود من هميشه سر ميزنم! به هرحال اينم يه انتقاد كوچيك از كسي كه ازشون (كاملا رك!) خوشم مياد. مخصوصا از اخلاق خاصشون! ما هم هستيم.زير سايه شما و در خدمت شما .موقتا زنده!

و كسري .من به شدت تكذيب ميكنم. خانم لي لي بيت اصلا هم بخيل نيستن! بعدم به خدا من ديگه حال ديزاين ندارم آخه!!

و سارا خانم. سارا خانم كه هي تيكه بار بنده ميكنن! اما خودمونيم ها ! جنبه فوق العاده اي داره اين سارا خانم!‌ فقط يه سوال اين پرتغال فروشه كيه؟!!!

به قول خودت سبز باشي و پايدار!!

خوب صحبت اصلي. ميگم تا حالا دقت كردين.بعضي از ترانه ها دقيقا چه جوري تو زندگي آدم رخ ميده ؟!! خيلي جالبه! من كه اصلا با بيشتر اين ترانه ها زندگي ميكنم يعني بهتر بگم اگه يه جوري به من ربط نداشته باشه سعي ميكنم گوش ندم.

خسته شدم بسكه دلم دنبال يه بهونه گشت. بس كه ترانه خوندمو برگ زمونه بر نگشت...

دستاي سردمو بگير.سقف ما ديوار نداره.يه روز تو قحطي غزل دنيا مارو كم مياره...

شايد بشه گفت واقعا خسته شدم.خسته شدم از بس كه شكايت كردم.خسته شدم بس كه خوندم دستاي سردمو بگير سقف ما ديوار نداره . چي بگم بعضي چيزا واقعا گفتن نداره ...

يا واقعا بعضي از ما قلب نداريم . واقعا چرا؟! البته صدرصد همه حق انتخاب دارن.منظورم اصلا با كسي نيستا.يعني حداقل كسي كه بشناسينش.اما بعضي موقع ها .فاصله ها باعث نزديكي ما ميشن و ولي وقتي نزديك ميشيم نميدونيم بايد صداي همو بشنويم يا نه ...

فاصله يه حرف سادس بين ديدن و نديدن. بگو صرفه با كدومه شنيدن يا نشنيدن؟!

كسري تو مطلب آخرش به بحثي داشت راجع به قلب و اينجور حرفا. ولي من فكر ميكنم خيلي كوتاه فكري كه اگه عشق و دوست داشتن رو با يه سري افكار غلت از بين ببريم. البته من اونجا كامنت دادم كه دخترا هم مگه قلب دارن؟؟! نميدونم شايد همه يه جور نباشن شايد زود قضاوت كردم.ولي واقعا من تو اين مسائل خيلي عادلم. يعني مثلا دخترا خيلي با معرفت تر از پسران . ولي در مورد قلب. واقعا نمي دونم ! من هميشه سعي ميكنم در مورد هرچي كه ميخوام فكر كنم خودمو ميزارم جاي طرف! بعد نظرمو ميگم. اما واقعا ميبينم اگه من جاي بعضي از دخترا بودم خيلي سنگدل بودم اگه... راستش پسرا واقعا اينطوري نيستن يعني اگه عاشق كسي بشن يا حالا حداقل از كسي خوششون بياد.(واقعي!) محاله طرف رو ول كنن حتي اگه خوشگل هم نباشه.اما دخترا يه مقدار از اين قاعده پيروي نميكن .

نميدونم شايد اشتباه ميكنم.خدا ميدونه. اما من خيلي بيشتر از اوني كه فكرشو بكنيد تجربه دارم.

خوب راستي يادم رفت بگم يه چند روزيه سرم درد گرفته! بعد ميخواستم آپ كنم ديروز يا پريروز ولي اصلا چشمام رو نمي تونستم باز نگه دارم. داشتم فكر ميكردم اگه يه روز منم فرضا (فرض محال غير ممكن نيست!) نباشم . كسي ميگه:

خوابيدي بدون لالايي و قصه !بگير آسوده بخواب بي درد و غصه. ديگه كابوس زمستون نميبيني .توي خواب گلاي حسرت نميچيني..

رفتي و آدمكاروجا گذاشتي . قانونه جنگلو زير پا گذاشتي .دلتو بردي با خود به جاي ديگه.اونجا كه خدا برات لالايي ميگه...

البته اينم بگم زهي خيال باطل!!! چون بنده هنوز اول جونيمه! با هزار تا آرزو و برنامه . راستي يادم باشه برنامه هاي آينده رو هم بگم البته يه قسمتيشو بايد با اتاق فرمان چك كنم .بعد بگم.

خلاصه زندگي اينه ديگه.امروز ما با اين اعصاب داغون اومدم تو نت ! يهو ديدم اين ممد پرپرواز اومده نوشته دوتا ويدئو جديد در پرپرواز.گفتم ببينم چه خبره! واي خدا به قدري عصباني شدم كه حد نداره! آخه يكي نيست بگه اين سايت شادمهره يا سايت دلقك بازي!؟؟؟؟! بعد خيلي محترمانه بهش گفتم.آقا خواهشا اينا رو وردار.خيلي زشته .اگه يكي بياد كه اصلا تازه طرفداره شادمهر شده باشه. اينا رو ببينه نميگه اينا كه خودشون دارن خوانندشونو مسخره ميكنن ديگه چه برسه به اون خواننده جوات!! خلاصه ايشونم به يه برخورد بد جواب داد . ما فضاي زياد داريم دلمون ميخواد اينا رو بزاريم!!! (البته گفت اينجا سايت طرفداراي شادمهره!!) خلاصه هر چي از ما گفتن ايشون چرتو پرت جواب دادن .آخرم يه پيشنهاد خوب دادم و ... . اما اينجور افراد واقعا شعور خانوادگيشونو ميرسونن! آخه خيلي هم جالبه . 4 تا اسم از مهران خالي بند ميشنوه مياد ميگه.يكي نيست بگه آخه منو و كسري كه اگه بخوايم در مورد شادمهر و ... بنويسيم. چيزايي هست كه روحت هم خبر نداره... به هر حال خيالي نيست!!

حالا كه گله ميكنم يه دونه ديگم بگم. عرض شود كه تازگي عضو يه وبلاگي به نام عكس بلاگ شدم. (مثه وبلاگ ميمونه فقط عكس همراه با نوشتس.) اولين مورد در موردش اينه كه قانونه وبلاگاي دختر و پسر در موردش اجرا ميشه!! يعني بعضيا از دخترا با عكساي چرتو پرت! هوارتا امتياز! پسر بدبخت با عكس هاي جالب و موضوع دار همه امتياز هاي منفي!! و بعد اينكه يه مسئولي داره اينجا كه درسته برنامه نويس فوق العاده اي هست ولي يه مقدار درك و فهم ندارن ايشون.يكي يه عكس داده كه كلي معني داره به غير از معني پورنو گرافي! ايشون امتياز بنده خدا رو ور داشته كم كرده كه مثلا اين عكسه فلان بوده!! واقعا كه وقتي يه همچين افرادي تو يه جامعه كوچيك مثه وبلاگ حكومت ميكنن نميشه انتظار داشت كه ما هم حكومت و جامعه خوبي داشته باشيم.به هر حال ايشون هم اين پروژه دانشگاهي بوده ميترسه حتما استادشون ببينه بگه عكسش بي ادبيه! نمرش صفر بشه!!!! هه!!

خلاصه اينجورياست!اينم بگم اين آهنگا تقريبا شد .همه از سياوش قميشي! آلبوم نقاب سياوش يادآور خاطرهاي زيادي واسه منه! مخصوصا اين كه ميگه :

ميرم از شهر تو با يه كوله بار خاطره. دل مونده پيشت گرچه باهام مسافره.

توي هر گوشه اين شهر دارم از عشق تو يادي.ميسوزونه دلي كه به من ندادي ...

داستان اين خاطره رو دوسال و نيم پيش يعني همزمان با اتفاقش نوشتم.اما چون خيلي بچگونست اصلا علاقه اي ندارم بخوام واسه همه بازگو كنم.اما اينجا شايد گذاشتمش.اميدوارم فقط يه موقع فكر نكنين خيلي بچم.شايد بودم.ولي الان خيلي وقت از اون زمان گذشته.به هر حال اينم يه خاطرس

الانم كه ميبينيد...

مثه برگي خشك و تنها روي شاحه موندم اينجا.ميترسم تو چنگ وحشي باد . برم از خاطر و از ياد. همه روزاي من .قصه بودن من. توي آينه دلم مثه شب سياه و سرد .مثه ابرا رنگ درده.

تو شتاب لحظه ها من با خودم يكه و تنها ميدونم. تو سراب اين افقها سفر نهايت اينجا ميمونم...

يه مقدار اين پست مثله بقيه پستا و چه بسا !! بدتر قاطي پاتي شد. مثه خودم ميمونه ديگه... شما ببخشيد . دست به گيرنده هاي خودتونم نزنيد...

واي داشت يادم ميرفت ميخوام يه تحول ايجاد كنم باز تا وقتي هستم. من تا هستم تو هر پست يه ترانه مينويسم. شما بگيد اينو كي خونده؟ چه سالي؟ و اسم آلبوم .حتما هم جايزه داره! البته بعضي هاشو خودمم نميدونم ها!! اما حداقل هرچي ميدونستم شما هم بگيد قبوله ...

حالا فعلا يه دونه بنويسم حالا شايد جايزه هم دادم.البته اين اوليه .سادم هست بدون جايزه!!

كبوتري قصد من است دور سرت ميگردم.آشيون ندارم.بگو به خدا چه كردم. اگه يه روزي آشنا دست منو بگيره . منو به حال گله اي نزاره دل بميره .اون روز چقد قشنگه.زندگي دوباره .به آشيون رسيدم آخر زندگانه...

شاد.پيروز .موفق و هميشه سربلند باشيد

اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]