خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸۳

زندگی اينه حاصله عشق تو بامن!

سلام دوستان.بازم خسته نباشيد.اميدوارم كه روزاي خوبي رو پشت سر گذاشته باشين.

خوب من بازم اومدم يه بار ديگه آپ كنم بلاگ رو...

خوب دوستان اون دفه متحول شدم حالا بازم واسه اينكه متحول بشم برميگردم مثه قبل!! يعني اول برسيم به كامنتا ...

خوب مينا خانم مثه اينكه قسمت نبود زيارت كنيم شما رو .به هر حال اميدوارم خوش گذشته باشه.در هر صورت اون روز منم نشد بيام.يعني يه موردي پيش اومد كه خودم نخواستم بيام.به هرحال ديگه فايده هم نداشت.خوب بازم اميدوارم به هردوتون خوش گذشته باشه

و بهناز خانم پيشنهاد ميكنم وقتي كه مينويسي اصلا قبل از اينكه ارسالش كني يه كپي از روش بگير كه اگه هم به خاطر امكانات بالاي پرشين بلاگ!!! يهو نرفت داشته باشيش. اما يه سوال ميگم مثه اينكه پويا رفت سر درسش شما هم يه مقدار كنكوري شدي ها!!! :) راجع به بيزينس هم گلد كوئست كه نه.يادش بخير خيلي وقته پيش فكر كنم يه دوسال پيش بود رفتم سراغ گلد كوئست.آموزش هم اون و هم Sfimag كه مجانيه رو هم سي دي كردم.اما زياد اينچيزا به درد نميخوره!! حالا تو پست بعدي ببينم شايد گفتم اين بيزينش ما چيه!!متنتم خوشحال ميشم بخونم.ما هم كه سعادت نداشتيم!

و سارا خانم هم مرسي از نظرت به هر حال فكر كنم اين هكرش خيلي خوب بوده كه يه همچين مطلبي نوشته !! من كه خيلي خوشم اومد!!! شما هم موفق باشي

و عرض شود امروز امروز ميشه گفت بيكار بودم. ولي يه يكي دو ساعتي خواب بودم .قبل از اينكه بيام شب تو نت .واي چه خوابايي !! تا حالا به عمرم يه همچين خوابايي نديده بودم كه به عمرم هم فكر نكنم هيچ وقت واقعيت پيدا كنه! تا حالا شده تو خواب گريتون بگيره! بعد بفهمين واقعا گريه كردين .يا اينكه خواب يكي از دوستامو ديدم .يكي از دوستاي قديميمو كه خيلي دوستش داشتم (اينجوري نيگا نكنين بابا ! اين پسر بود!)

خلاصه خيلي برام جالب بود.

بعد ديگه اينكه كسري امروز يه كاري كرد كه نشون داد جي جي مديا هيچ وقت تو انتخاباش اشتباه نمي كنه.كسري جان عالي بود.

خلاصه اينم فعلا چون كپي رايت داره نمي گم چي بوده!

امروز ميخواستم يه مطلب بنويسم راجع به چگونگي دوست پيدا كردن از روش وبلاگي ولي يادم نمياد فعلا. و مطلبي بود كه يك سال پيش از وبلاگ پانيا خوندم بخونيدش تا بگم ...

ساعت ۱ بعد از نيمه شب.

ــ الان مي آد......

خودمو آماده ميكنم. فونت مناسب, رنگ قرمز, صورتك شاد. سلامم رو تايپ ميكنم.

ــ چي شده؟ پس چرا نمي‌آد؟

!!!buzz

از فكر اين‌كه شايد ديگه نياد دلم هري ميريزه.

از پنجره اتاقم به خيابون? نگاه ميكنم كه هيچ كس در آن نيست. همه‌جا سكوت. آخرين چراغ خونه رو خاموش ميكنم.

بر ميگردم و به پنجره‌اي نگاه ميكنم كه از اسم قشنگش خاليه.

چت هاي سيو شده را باز ميكنم .جملات كوتاه, آدمكهاي زشت و زيبا , خنده و گريه.چه شب‌هايي بود........

نگاهم به يك جمله، گره ميخوره؛

ــ من chatfriend نميخوام

"shut down "

آخرين نور اتاقم رفت. ميرم و يك گوشه‌ي تختم كز ميكنم. صداش تو گوشم مي‌پيچه: "گريه كردم تا صبح"

 

گريه كردم تا صبح.....

خوب از اين جمله ها چي احساس ميكنين .چرا ؟ جدن چرا بايد ما بعضيا اينقد غرور داشته باشيم كه حتي دوست داشتن رو پنهون كنيم ؟ بله دختر ناز داره !! به چه قيمتي؟!‌ به اين قيمت كه خودشم ميدونه شايد يه روز اون كسي رو كه نازش رو ميخره شايد نداشته باشه.شايد ديگه عمرا اگه لنگشو پيدا كنه!؟

جدن چرا بايد اينقد مغرور باشيم كه وقتي ميدونيم طرفمون رو دوست داريم اونم مارو دوست داره بازم ساكت بشينيم. ساكت بشينيم كه يه روزي گريه كنيم؟

ميشه گفت يه همچين اتفاقي براي من افتاده يعني هنوز نه و نه واسه من. واسه كسي كه خيلي وقت هست كه اين آدمكهاي زشت و زيبا بينمون رد و بدل ميشه. بله شايد لنگه من زياد پيدا بشه .اما ميخوام بدونم واقعا اگه من نباشم اينقد سنگدل هست كه خاطرات رو هم فراموش كنه؟!

من نمي دونم وقتي يه چنين تجربه هايي هست بازم بايد همه چيز رو تجربه كنيم ؟ پس واقعا زندگي اينقد بيهودست كه همه بايد يه سري كار تكراري انجام بدن.

حالا منظورم چيه ؟ منظورم اينه بله اين درسته كه بعضي موقع ها وقتي به كسي رياد بگين دوستت دارم مطمئنن اين تكراري ميشه. ميدونم بعضي از حرفا و بعضي از كارها رو نبايد كرد ولي مثلا چه اشكالي داره تا وقتي كه دير نشده بهش بگيم آقا يا خانم من بهت علاقه دارم همين! نترسين.چيزي ازتون كم نميشه .چيزي هم به اون طرف اضافه نميشه.البته اينم بگم تو اين مسئله جنبه دو طرف هم خيلي مهمه .مطمئنا وقتي من ميدونم اگه رك به يكي بگم . ازت خوشم اومده ! شايد بگه غلت كردي !!!! اما وقتي كه چراغ سبزه اين معطل كردن چه معني ميده؟!!

نميدونم چرا الان اين مطلب رو نوشتم. به هر حال بايد يه روز ميگفتم . شايد خيلي هم صبر كردم واسه اين مدت .يعني از وقتي كه اين مطلب رو  ۱۸آبان تو وبلاگ پانيا ديدم. به هر حال اين نظر من بود. خوشحال ميشم نظر شما رو هم در اين مورد بدونم

شاد باشيد. سر حال و هميشه موفق...

من ميگم حالا بسوزم يا كه با غصه بسازم. تو ميگي فرقي نداره من كه چيزي نمي بازم

من ميگم اينجا رو باختي . عمري كه رفته نمياد .. تو ميگي قصه همين بود تو يه برگي توي اين باد...

 


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]