خانه
آرشيو
پست الكترونيك

پرشين‌بلاگ

 

پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸۳

امان از بی برنامگی !!

دوستان. سلام.خسته نباشيد. خوبيد .چه خبر؟ خوب بازم اومدم مزاحم شدم.!!

ولي در نهايت كمبود ! آخه ديروز ما اومديم يه پروژه انجام داديم موفقيت آميز بود .حالا ساعت چند بود ساعت 7 صبح از شبش هم بيدار بودم.ديگه منم اگه كاري كنم بگيره تا بقيشو انجام ندم بيخيال نميشم.خلاصه هيچي تا 11 صبح داشتم كار ميكردم واي ولي امان از اون موقع كه وقتي فكر ميكني ديگه تمومه. بعد از سه چهار ساعت ميفهمي كه نه بابا همه زحمتت به هدر رفته !! اين لحظه هستش كه آدم ميخواد يه مقدار خودشو پرت كنه پايين ! حالا چرا اينو گفتم آخه ديشب كه نخوابيدم ديگه بعد هم رفتم شركت. امشبم كه هنوز نخوابيدم!! من بي خواب شدم رفت !!

خوب اين دفه هم اومدم مثلا متحول بشم يه چيزي توضيح بدم بعد بريم سر كامنت ها تا بگم بقيشو ...

خوب مينا خانم. بحث بارون رو كه صحبت كرديم .آريان و پهلوان هم قصه هزارويكشبه كه بايد بعد تعريف كنم! جوكه هم خيلي بامزه بود مرسي از نظرت

و بهناز خانم از لحاظ خل زدن كه نگران نباش. يه ذره با هم تفاهم داريم!!! خوب بازم ممنون از نظرت .خبر هم اگه خواستي بدي خوشحال ميشيم. اينجا هم متعلق به خوتونه .

فقط مورد بعدي اينكه من نميدونم اين كسري چرا اينقد خبراش سوختس!! بله حميد گودرزي تو فيلم داني و من ميخوند (يكي از طرفداراش هم من بودم هميشه به يكي ميگفتم اين چرا نرفته خواننده بشه!) صداش خيلي خوبه.از چهره خوبي هم برخورداره .كارش درسته ديگه.بزودي هم يه فيلم ازش پخش ميشه از شبكه سه با عنوان تب سرد كه نقش يه كارخانه داره ور شكسته رو بازي ميكنه .داستان جالبي داره .بخصوص اينكه تو جاده هاي دو هزار و سه هزار شمال بازي كردن .خلاصه ديدنش خالي از لطف نيست !‌ شنبه ها ساعت 8:30 از شبكه سه (اينم تبليغ سيما!!)

و سارا خانم هم ميبينم كه يه نموره مثه بنده ميمونه .البته گفتي سيل ! يكي ميگفت اگه گفتي سيل چه خاصيتي داره نسبت به زلزله.منم گفتم خوبيش اينه كه ميري تو خونه همسايه بقلي!!!! (يه ذره هم بايد شانس بياري فقط!!)

به قول خودت سبز و پايدار باشي وببخش كه وقت نكردم بيام وبلاگت سر بزنم.

و امير جان ممنون از نظرت ولي اينجا رو از كجا پيدا كردي !؟! به هرحال ممنونم از نظر خوبت.

خوب برسيم به صحبت قبلي . آقا من آخر از دست اين كسري سرمو ميزنم به ديوار!!!  مثلا قرار بود امروز بريم نمايشگاه ايشون قرار بود ساعت و جاشو خبر بدن. بنده تا همين لحظه فقط ميدونم احتمال 50 درصد ساعت 4 ! حالا كجا ؟! چرا و چگونه نميدونم .حالا ما مهمون دعوت ميكنيم .صاحب عزا نيست! حالا دوستان من شرمنده ديگه! حالا اگه كسي لطف ميكنه مياد خوشحال ميشم ببينمش.بي زحمت يه ميل به من بزنين تا قبل از ساعت 1 يا دو ! كه حالا اگه معلوم شد كه خبر بدم اگه هم نشد شماره منو داشته باشين شايد ديديم همو. هر چي من ميكشم از دست اين دلال موسيقيايي ديگه !!

اگه هم نشد امروز كه من اينجور كه معلومه يه چند روزي مهمون اين نمايشگاهم خلاصه يه خبري بدين البته اگه دلتون خواست!!

ديگه خبر خاصي نيست .جز اينكه يه كسي وبلاگ ايشون رو هك كردن.اما چه متن جالبي نوشتن ! هكر به اين خوبي نديده بوديم تا حالا ! يه دو تا هكر مثه ايشون داشتيم هيچكي ديگه جرات دل شكستن نداشت.خلاصه با اينكه هك كار جالبي نيست اما اين كارش حرف نداشته!! آخه ايشون يه دفه حال بنده رو هم گرفتن! اينه كه ميگن دنيا يه جور نميمونه!

بازم فعلا نمي خوام بگم چي بهم گفت كه حالمو گرفت.من كه بيخيال شدم.اما اميدوارم وقتي حرفي ميزنيم بفهميم با كي بوديم و چرا ؟! و به چه دليل!!

من امروز به نظرم يه جوريه نوشته هام.مثه خودم قاطيه الان!

خوب اگه چيزي از اين نوشته ها فهميدن كه خوب به منم بگين!! اگه هم متوجه نشدين كه خوب تازه شدين مثه من..

پس فعلا تا بعدن كه ببينم ميشه يه ذره بخوابم عقلم بياد سر جاش ...

شاد باشين

اميد


امید



خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]